نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

بیانات حاج آقامنصورارضی در مراسم زیارت عاشورا- فاطمیه دوم- 5 اردیبهشت

 

http://kafolabbas1.persiangig.com/image/%D8%A7%D8%B1%D8%B6%DB%8C/012.jpg

به گزارش خیمه دل سوختگان به نقل از دوستداران حاج منصور ارضی بیانات گرانقدر حاج منصورعزیز در 5 اردیبهشت 1391 درحسینیه صنف به شرح ذیل اعلام گردید:

بسم الله النور

حاج آقا منصور:

اشتباه نکنید. اولین ولی فقیه زینب سلام الله علیه بود که تو براش می میری

تمام این سران فتنه و دار و دستشون و کسانی که شعله این فتنه رو زیاد میکردند و الان هم کناری هستند و گاهی حرفهای ابلهانه می زنند بدانند که حجت بر اونها تمام شده است.

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا مُمْتَحَنَةُ، امْتَحَنَكِ الَّذى‏ خَلَقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ‏ صابِرَةً، اَنَا لَكِ مُصَدِّقٌ، صابِرٌ عَلى‏ ما اَتى‏ بِهِ اَبُوكِ وَوَصِیُّهُ، صَلَواتُ‏اللَّهِ عَلَیْهِما . . .

 

یا صاحب الزمان:

تو آن کریم همیشه، من آن گدای همیشه *** فقیر ملتمس سفره شمایم همیشه

تمام هست خود را گماشتم که بیایم *** در امتداد وصال تو پا به پای همیشه

به احترام شما چیده شد غذای گداها *** کنار سفره ارباب ها برای همیشه

نشسته روی لبانم نوای "کن لولیک" *** همان دعای قدیمی، همان دعای همیشه

به انتظار تماشای لحظه های ظهورت *** سپرده ام دل خود را به جمعه های همیشه

هر آنچه بار گنه داشتم ندیده خریدی *** و از قدیم همین بوده ماجرای همیشه

فقط به معجزه خاک کربلاست قرارم *** بده به من کمی از تربت دوای همیشه

هر آنکه هست نمک گیر سفره های حسینی *** گرفته فیض اقامت به کربلای همیشه

 

ادامه شرح زیارت امین الله:

بهترین امانت خدا فاطمه است و علی خوب پذیرایی کرد، زهرا هم از علی خوب پذیرایی کرد، زندگی خوبی داشتند ولی خیلی نامرد بودند که این زندگی رو به هم زدند، نامرد مردم، بی درد مردم.

تا به اینجا رسیدیم که الزام برای همه خلائق چه دوست و چه دشمن هست و حجت بالغه بر اونها تمام شده که فردای قیامت کسی ایراد نگیره که من نبودم یا نشنیدم که امیرالمومنین چی گفت. چون دستورات امامت ، نبوت و توحید استمرار دارد و متعلق به یک زمان نیست، یعنی امروز هم برای دشمنان دین و اهل بیت وَاَ لْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ الْحُجَجِ‏ الْبالِغَةِ، است، چون می گی عَلى‏ جَمیعِ خَلْقِهِ، مختص زمان خاص نیست و تا وقتی خدا خلق میکند این جهت هم هست.



:: بازدید از این مطلب : 766
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

بیانات حاج آقامنصورارضی در مراسم زیارت عاشورا- فاطمیه دوم- 7 اردیبهشت

 

به گزارش خیمه دل سوختگان به نقل از دوستداران حاج منصور ارضی بیانات گرانقدر حاج منصورعزیز در 7 اردیبهشت 1391 درحسینیه صنف به شرح ذیل اعلام گردید:


دفن شد زهرا شبانه ، مرتضی آمد به خانه، زینب است در این بهانه، کی پدر کو  مادر ما

اَلسَّلامُ عَلَیْكِ یا مُمْتَحَنَةُ، امْتَحَنَكِ الَّذى‏ خَلَقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ‏ صابِرَةً، اَنَا لَكِ مُصَدِّقٌ، صابِرٌ عَلى‏ ما اَتى‏ بِهِ اَبُوكِ وَوَصِیُّهُ، صَلَواتُ‏اللَّهِ عَلَیْهِما . . .


یا صاحب الزمان:

داده همیشه لطف تو امیدواریم *** اما گناه شد سبب شرمساریم

وقتی که نیست کردۀ من در رضای تو *** بیهوده است بر درِ تو اشک و زاریم

عادت نموده ام که بدون تو سر کنم *** شرمنده شمایم به فراموشکاریم

از روزگارِ بی تو که خیری ندیده ام *** پاییز شد بدون تو، صبح بهاریم

دور است از مرام کریمانه شما *** هر چند من بَدَم به کناری گذاریم

ای انتظار حضرت زهرا شتاب کن *** پایان بده به این همه چشم انتظاریم

جز اشک روضه که همان هم عطای توست *** کو توشه ای شود سبب رستگاریم

ای روضه خوان غربت خیرالنسا بیا *** پرچم به دوش محنت کرب و بلا بیا 

 

ادامه شرح زیارت امین الله:

در خصوص این فراز از زیارت امین الله "وَ اَلْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ مَعَ مالَكَ مِنَ الْحُجَجِ‏ الْبالِغَةِ،" یک موضوع رو می خواستم با توجه به زیارت عاشورا اضافه کنم که این بحث جمع بشه و این موضوع است که این "اعدائک" و دشمنان دسته بندی می شوند، مثلا در عاشورا هر کدام یک طریقی به نیات، به فعل، به قدم و مال دشمنی کردند. بعضی هم با بی خیال شدن که متاسفانه این بیماری خود ما هم هست.

در ابتدا بی خیال و تلویحا "بالتمکین من قتالکم" شدند. اگر شما دقت نکنید و  بگویید دشمنی امیرالمومنین و اهل بیت برای اون زمان بوده و الان نیست ولی اینجا اومده"علی جمیع خلقه" تا وقتیکه خدا خلقت دارد این دشمنی هست.

پس این حجت بر ما هم هست و اگر ما بتوانیم از این امتحان خارج بشویم جزو دشمن نیستیم. بی خیال بودن مشکل ساز میشه و  باید از این مسیر عاشورا خواندن نتیجه بگیریم. از اول تا آخر ما می گوییم "لعن الله" و حدودا 20 نوع دشمن رو طبقه بندی می کنه. تازه "انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم، و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم" فرق میکنه. اگر این فرق رو نکند تکرار زیاد فایده نداره. از دوستان هم کمتر صحبت شده چون زیارت عاشورا بیشتر دشمن شناسی است و هیچ دشمنی هم نیست مگر اینکه حجت بر او تمام شده باشد.

سیر این بی خیالی اینگونه است که بعد از بی تفاوتی تکذیب می کنه و بعد هم به سمت عذاب میره و اولین عذاب در دنیاست و راحت ابی عبدالله رو می کشه، و وقتی حضرت باهاش صحبت می کنه می گه من به جوی شهر ری هم راضی هستم و بعد میاد یک تیر به سمت خیمه ها پرتاب می کنه و همه رو شاهد می گیره که او بوده که اولین تیر رو پرتاب کرده تا به اون منصب برسه، ولی شاهد بودن خدا و ملائکه رو در نظر نمی گیره.

یک وقتی ما در گناهانمون شاهد می گیریم و بدتر اینکه اون گناه رو تعریف هم میکنیم، تعریف کردن حلال هم مشکل داره چه برسد به گناه. متاسفانه در گزارشاتی که دوستان ما در نیروی انتظامی میدهند مسائلی در بین خانمها و مکانهای مربوط به خانمها اتفاق می افته که قابل گفتن نیست. و متاسفانه مخصوص خانمهای بی حجاب نیست و محجبه ها هم درگیر این قضایا هستند. حواستون باشه.

این همه فاطمیه از ما گذشت مانند سنگی که کف رودخانه است تاثیری در ما نکرد، خودت نگاه کن چند تا فاطمیه گذشته و این سنگ نه تنها حرکتی نکرده بلکه جرم هم گرفته.

یا حضرت زهرا دعا کن که باطنمون پاک بشه، ظاهرمون با اشک پاک میشه. فردا هم بیایید انشاءالله دعاتون می کنیم هرکس هم نیامد به جای او گریه میکنیم تا انشاءالله شهری پاک و شهر دلمون هم پاک بشه. اون وقت سلام بر ابی عبدالله یک مزه دیگری دارد. بزرگان ما اینطور بودند و وقتی از دنیا رفتند براشون حدیث سرو درست می کنند، کدام سرو؟ الان زیر خاک خوابیده. وقتی زنده بودند چقدر شایعات در مورد این سروها گفتند که مثلا آیت الله بهجت فلان حرف رو زده و همه هم دروغ، حقیقتا این سروها از دست ما راحت شدند و ما ماندیم. خدا به حق حضرت زهرا بهتون خیر بده.


السلام علیک یا فاطمة الزهرا سلام الله علیها:

روضه حضرت زهرا از زبان ام المصائب حضرت زینب سلام الله علیها:

دل تنگم هوای مادر کرد *** یاد آن خاطرات غم بارَش

یاد دارم که مادرم را درد *** چقدر داده بود آزارش

هرگز از یاد من نخواهد رفت *** آنچه را که به چشم خود دیدم

مادرم بین شعله گیر افتاد *** چقدر من ز غصه ترسیدم

در هجوم زبانه آتش *** یاس را زیر پا لگد کردند

خواستم پیش مادرم بروم *** راه من را به شعله سد کردند

چه بگویم که بعد پیغمبر *** قرعه غم به نام ما افتاد

روزگارم به رنج و غم سر شد *** تا که راهم به کربلا افتاد

عصر روز دهم در آن صحرا *** چون حسینم به قتله گاه افتاد

شعله ای باز قد عَلَم کرد و  *** به حرمهای بی پناه افتاد

در شرر یاد مادرم کردم *** تازیانه چه آتشی دارد

شعله ای که حیا نمی فهمد *** چه زبانهای سرکشی دارد



:: بازدید از این مطلب : 717
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

12اردیبهشت روز معلم و روز شهادت استاد مطهری


 



:: بازدید از این مطلب : 704
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

سلام.نشست صمیمی وتجزیه وتحلیل برنامه های هیئت مشتاقان کربلاباحضورکلیه دوستان

امشب ساعت9:45 - حسینیه قرآن وعترت

 



:: بازدید از این مطلب : 715
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 | نظرات (1)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

چه تعبیری خدا در نقطه دارد

که تفسیری جدا هر نقطه دارد

به تعداد بهار عمر زهرا(س)

همین اندازه کوثر نقطه دارد!

(سوره ی کوثر ۱۸ نقطه دارد)

 



:: بازدید از این مطلب : 792
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 07 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

:مراسم هیئت مشتاقان کربلا درایام فاطمیه به شرح ذیل اعلام می گردد

فاطمیه اول :

چهارشنبه   16/1/91   ساعت5/9شب

فاطمیه دوم:

 

 

شب اول   شنبه   2/2/91   ساعت5/9شب

شب دوم   یکشنبه   3/2/91   ساعت 5/9شب

شب سوم   دوشنبه   4/2/91   ساعت5/9شب

شب چهارم   سه شنبه 5/2/91   (شب شهادت)

شب پنجم   چهارشنبه   6/2/91   (شام غریبان)

 

مکان:میدان ولیعصر(عج)،حسینیه قرآن وعترت



:: بازدید از این مطلب : 764
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 01 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

قبل ازاینكه كسی دست یتیمی به سر اینها بكشه،خودم می خوام بكشم،فضه می گه هر چی خانم گفت:گوش كردم،آب گرم كردم،حسنین و زینبین و آروم می شست،دست می لرزه،جوان هیجده ساله دستش داره می لرزه،بچه ها رو كه شست،دو پسرهارو فرستاد مسجد، دخترم فرستاد خانه فامیل كنار خونه خودش،بعد فرمود فضه آب  داریم،آره بی بی جان؛فرمود:می خوام خودمو شستشو بدم،این خونها رو پاك كنم،فضه می گه دیدم آب هی می ریخت،كمك می كرد این پیراهن از بدن جدا بشه،پیراهن چسبیده بود به زخم،فضه میگه من جرأت نمی كردم،دست بزنم،هی  آب می ریخت از زیر پیراهن،بدن و شستشو می داد،می فرمود،امشب اگر علی خواست بشوره،باید همینطوری كه خودم شستم،بشوره،

این مرگ پله پله ی تو غصه خوردنی است

ای دنده ها زروی لباست شمردنی است

چشم تو خواب دارد و خوابت نمی برد

با سیل اشك خواب زچشم تو بردنی است

بر استخوان نشست جمال جلالیت

این هیبت عظیم به خاطر سپردنی است

این زخم بد قِلق، قورق زینبت شكست

بر تن به جای مرهم زینب فشردنی است

برای اینكه ،عباس عموی پیغمبر اُمد،خیلی ها تو منبر از این آقا آبروداری می كنند،امروز اُمد آخر سر گفت:اگه زهرا از دنیا رفت، مارو خبر كنید،بر همین مبنا این بیت شعر گفته شده،علی می گه:

فامیل من برای تو خرما خریده اند

بعد از عیادت تو كه گفتند مُردنی است

تمومه كارت،این خط شعرم برا تموم سینه زنای ابی عبدالله علیه السلام

چشم تو گود رفت كه عادت كند حسین

طفلی حسین جانب گودال بردنی است



:: بازدید از این مطلب : 700
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 01 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala


 

شب تاریكه،دستور اینه كه عزیزان من،صداتون به گریه بلند نشه،عزیزان من هیچ همهمه و زمزمه نداشته باشید،از بقیع برگشتند آقا امیر المؤمنین علیه السلام،جنازه ی اصلی توی اون تابوتی است كه خود خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها دستور دادند،توی حجره، قبر فاطمه زهرا آماده،جنازه رو بغل كردند امیر المؤمنین علیه السلام،فقدسترجعة الودیعه،رفتن پایین،گذاشتن تو قبر،همه ی این ها حرف داره سخن داره،فقط یك كلامه،وقتی آقا امیرالمؤمنین علیه السلام خواستند از قبر بیاند بالا،زانوهای حضرت لرزید دیگه توان نداره،همه ی زمین خورده های عالم یا علی می گن،حركت می كنند،علی علیه السلام اونجا زمین خورد،هیچ كی نبود،یه نگاهی كرد به بچه ها،نگاه عمیق به حسن،نگاه كرد،چشماشو برگردوند،به حسین نگاه كرد،چشاشو برگردوند،به ام كلثوم نگاه كرد چشاشو برگردوند،به زینب نگاه كرد،صدا زد زینب جان بیا زیر بغلم و بگیر.



:: بازدید از این مطلب : 804
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 01 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

بسم الله الرحمن الرحیم

اینهایی كه از دنیا می خوان برن،معمولاً اون روز آخر حالشون جا می آد،تجربه شده،یه دو سه ساعتی،حالشون خوبه،با بستگانشون صحبت می كنن،حرف می زنن،یهو دوباره  حالشون بهم می خوره از دنیا می رن،معموله ،نمی دونم دیدید یا نه،حضرت زهرا سلام الله علیها،پاشدند،بنا كردند به كار كردن،لباس بچه هاشونو شستند،امیر المومنین یه موقعی وارد منزل شد،این و حاج واعظ قزوینی،نود سالش بود خونه ی حاج سید جواد صدیقی چهل سال،پنجاه سال پیش رو منبر گفته یادمه،گفت:وقتی امیرالمومنین وقتی سر زده وارد شد،دید كه حضرت زهرا جارو دستشه،اما وقتی داره حیاط و جارو می كنه،یه دستشم به كمرشه،از درد پهلو خیلی رنج برد،این منظره،با دل مولا چه كرد،این همه غزوات،این همه جنگ ها، هیچی امیرالمؤمنین رو به زانو در نیاورد،ولی شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها امیرالمؤمنین رو به زانو آورد،دو ركعت نماز خوند،دستشو بلند كرد،گفت:خدایا صبرم بده،از خدا صبر خواست،لباس بچه هاشو شست و حیاط و جارو كرد و آماده شد،ظاهراً اوایل ظهر حضرت از دنیا رفتند،كه رفتند امیرالمؤمنین رو خبر كردند،امیرالمونین بیا كه دیگه فاطمه رو زنده نمی بینی،امیرالمؤمنین علیه السلام به عجله آمدند،وقتی آمدند،دیدند حضرت از دنیا رفتند،پارچه ای روشون كشیدند،ولی وصیت نامه شون رو سینه شونه،كاغذ رو باز كردند،این وصیت نامه فاطمه سلام الله علیهاست،شهادت به وحدانیت خدا  میدهم،شهادت به رسالت پدرم،امامت شوهرم،شهادت می دهم بهشت حقه،آتش جهنم حقه،سئوال نكیر و منكر حقه،همه رو شهادت داد،بعد نوشت :یا علی تو سزاوارتری به من،تا تو هستی،من كی رو وصی كنم،تقاضام اینه كه،غسلنی و كفنی و دفنی باللیل،منو شب غسلم بده،همه دلشون می خواد روز تشییع  بشن،شما خودتون میگید مارو روز تشییع كنید كه رفقامون بیان،در دنیا فقط یه زنه،می گه من و شب تشییع كنید،شب غسلم بدن،شب منو كفن كنند،شب منو به خاك بسپار،حضرت به وصیت نامه عمل كرد،گفت:منو شب غسل بده،شب كفن كن،شب منو دفن كن،متأسفانه اسماء می گه من آب می ریختم،آقا بدنو غسل می داد،اما یه وقت دیدم،آقا دست از غسل برداشت رفت،سر به دیوار خانه گذاشت،های های گریه كرد،قصه ها داره،خدا رحمت كنه،آیت الله امینی رو،فرمودند:مدینه،صدای ناله ی زهرا سلام الله علیها رو كوچه های مدینه می شنیدند،احتمال داره زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعال فرجه الشریف، كه علم بیست و حرفه،دو حرف ظاهر شده،بیست و پنچ حرف زمان حضرته،این صدا رو زمان حضرت از جو بگیرند،تلویزیون زمان امام زمان پخش كنه،شما صدای ناله رو زنده باشین بشنوید،اون وقت گریه می كنید،ضبطه الان تو آسمون هست، زمان ظهور حضرت،این صدارو می گیرند،به تلویزیون زمان حضرت وصل می كنند همه شما این صدارو میشنوید،همه تون غش می كنید،بعضی هاتون هم می میرید،سیدا كه میمیرند،بچه سیدا وقتی صدای مادرشونو بشنوند می میرند،بچه سیدا می میرند،قبرش كجاست سیدا،اونایی كه مدینه رفتید قبرشو پیدا كردید



:: بازدید از این مطلب : 677
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 01 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

می رفت علی و می كشید از دل آه

از همسر خویش بر نمی داشت نگاه

چه همسری

دیدن كه زیر لب علی می گوید

لاحول ولا قوة الا بالله

چهل تا از این نامردها از یك طرف بكشن،بی بی یه تنه با همون دستش،از یه طرف،اونها كشیدند وبی بی كشید،بعد قصه ی قنفذ پیش اُمد،بعد بی بی بیهوش شد،بردند آقارو،از جا بلند شد فرمود:فضه علی مو كجا بردند،بی بی جان علی رو بردند مسجد،از اینجاشو برات بگم:

موج كوثر چون به مسجد سرنهاد

لرزه بر دنیا و ما فیها فتاد

چادرشو سرش كرد،مگه من می ذارم علی مو ببرند،وارد مسجد شد بی بی ،چه صحنه ای بود اون صحنه.

گفت:در طغیان عشقم كوثرم

تیغ داران پیش مرگ حیدرم

می دهم جان،جان او را می خرم

هرچه پیش آید علی را می برم

مادر دلاورم،مادر پهلوونم،مادر رشیدم،مادر شجاعم،مادرمن،بانوی من

می دهم جان،جان او را می خرم

هرچه پیش آید علی را می برم

بكش كنار شمشیرتو از سر علی ه من،من اینجام

بیم دارید از من و از آه من

سیل عشقم كیست سدّ راه من

دست خالی گر نشد حل مشكلم

ذوالفقاری سازم از آه دلم

الان گیسوانم و پریشون می كنم،الان نفرینتون می كنم،علی ه من و رها كنید،سلمان می گه،دیدم،پایه های مسجد به لرزه اُفتاد،دیوارهای مسجد از جا كنده شد،چونان كه یك انسان به راحتی از زیر دیوار  می تونست عبور كنه،مسجد بین زمین و آسمان،الانه كه عالم كن فیكون بشه،

دید ساقی كوثرش را در خروش

رحمت رحمانیش آمد به جوش

خیلی برا علی سخت بود،یه نگاه به زهرا كرد جیگرش آتیش گرفت،

می دهم جان،جان او را می خرم

هرچه پیش آید علی را می برم

آسمانه دیده را پر ابر كرد

گفت سلمان

به زهرا بگو باز باید صبر كرد

گفت سلمان

این پریشان گیسوان سوخته

آتشی در آسمان افروخته

تا نگشته آسمانها زیر و رو

با زبان مرتضی با او بگو

ای عروس آسمانیه خدا

ترجمان مهربانیه خدا

ماه پیشانی جبین پر چین مكن

فاطمه جان علی نفرین مكن

فاطمه رو آرام كرد امیرالمؤمنین علیه السلام،زهرا جان غصه نخور،اینها كاری ازشون بر نمی آد،بابات همه رو به من خبر داده،زهرا جان غصه نخور الان باهم می ریم خونه،من كنارتو هستم

 




 



:: بازدید از این مطلب : 784
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 01 اردیبهشت 1391 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران