نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

فرا رسیدن ایام شهادت حضرت زهرا(س)را به تمام شیعیان تسلیت عرض می نماییم وفرا رسیدن ایام نوروز رانیزتبریک عرض می نماییم.کاری کنیم که ایام فاطمیه در ایام نوروز کمرنگ نشود.کاری کنیم که حضرت بقیه الله(عج)از دست ما راضی باشد. به امید دیدن آن روزی که شاهد ظهور حضرت باشیم.

اللهم عجل الولیک الفرج



:: بازدید از این مطلب : 1755
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

جهت اطلاع ازمراسمات هیئت مشتاقان کربلا باشماره ی زیر تماس بگیرید.

کربلایی سیدجلال موسوی - 09188524508

 



:: بازدید از این مطلب : 2017
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

نشست مسئول هیئت مشتاقان کربلا با کارشناس تبلیغات اسلامی ملایر برگزار شد.

به نقل از روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی همدان ، سید جلال موسوی مسئول هیئت مشتاقان کربلا در دیدار با سیدمصطفی موسوی گزارشی از فعالیت های فرهنگی و مذهبی این هیئت را بیان کرد.
وی تعداد هیئت امنای هیئت را ۷ نفر بیان کرد و گفت:برنامه های روتین این هیئت برگزاری مراسم زیارت عاشورا و سخنرانی  در شبهای دوشنبه،برگزاری مراسمات ولادت و شهادت ائمه(ع) با حضور مداحان و سخنران برجسته کشوری،برگزاری محفل انس با قرآن، برگزاری نشست بسیج مداحان به طور هفتگی و برگزاری مسابقات فرهنگی ومذهبی را از مهمترین برنامه ای این هیئت در طول سال برشمرد.
موسوی افزود:این هیئت دارای حسینیه و یک کتابخانه با ۱۰۰۰ جلد کتاب می باشد و همچنین سایت به نام مشتاقان کربلا در فضای مجازی تاسیس کرده است.
موسوی کارشناس تبلیغات اسلامی  با تقدیر و تشکر از فعالیت های فرهنگی و مذهبی این هیئت از زحمات سید جلال موسوی قدردانی کرد.



:: بازدید از این مطلب : 3890
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1392 | نظرات (1)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

پرچم حضرت سيدالشهدا(ع) در حسينيه مشتاقان کربلا شهر ملاير برافراشته شد.

به گزارش روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي همدان، سيد جلال موسوي مسئول هيئت مشتاقان کربلا با اعلام اين خبر گفت: اين پرچم در ابعاد ۴ در ۷ به مساحت ۲۸ متر و در ارتفاع ۱۶متر نصب و به رنگ سرخ تهيه شده که هدف از آن يادآوري پرچم سرخ گنبد و بارگاه حضرت سيدالشهدا(ع) براي علاقمندان به ساحت مقدس اهل بيت(ع) است.



:: بازدید از این مطلب : 1496
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 21 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

وای مادرم...

خوب خودش رو شست،تمام زخم ها رو،گفت:شماها شاهد باشید من بدنم رو پاكیزه كردم،شب به هیچ وجه نمیگذارید علی لباس من رو در بیاره،برای اینكه علی میمیره

وای مادرم...

اسماء میگه بدنش رو شست،بعد فرمود:فضه دست به هیچ كاری نمیزنی،گفتم چشم خانم،خیلی خوشحال شدم،دیدم خیلی حالش خوب شده،خدا رو شكر كردم،دعای علی گرفته،حالش مساعد شده،فرمود:خودم خونه رو جارو میكنم،بچه هام رو یك یك بیار ،زینبین رو آوردم،شروع كرد سر و بدن اینهارو شستن،حسنین رو آوردم،دیدم با همون دست لاغرش داره بدن رو میشوره"نمیدونم لرزش بدن دیدی یانه"فضه میگه گریه نمی كردن،یه ماه بود مادرمون كاری نمیتونست انجام بده،یك یك بدن بچه هاش رو شست،سر بچه هاش رو شانه زد،به فضه گفت:چون چند روز من نیستم،تا حالشون تغییر كنه،تنور رو روشن كن،دیدم آروم آروم اومد كنار تنور آتش گرفته،نان با همون دست شكسته اش طبخ نمود،نان هارو كنار گذاشت،كار خونه تموم شد،گفت:زینبینم رو ببرید خونه ی دختر عموم،دخترارو بردند،پسرهارو گفت برید سمت باباتون،مادر می خواد راحت جون بده،بچه ها بیرون رفتند،ام سلمه میگه:فرمود: بستر من رو وسط حجره ی اتاق بنداز،بسترش رو انداختند"امشب تو خونه رفتی،چند لحظه این دست راستت رو بذار زیر صورتت،یه مقدار كه خوابیدی،دیگه هرجور بلدی بخواب،اون لحظه رو نیت كن ،آخه"ام سلمه میگه:دستش رو زیر صورتش گذاشت،معلومه این صورت درد میكنه،دیدن سرش رو گذاشت رو این دستش،دیگه صداش نمیآد،وای مادر وای مادر،ام سلمه یا اسماء میگه من هرچی صدا زدم  حبیبه ی خدا،قرة عین الرسول،فاطمه جان،اومدم روپوش رو زدم كنار،دیدم كار تمومه،اسماء میگه من اومدم سمت مسجد،یه وقت دیدم حسنین دارن میان،هردوتاشون امامند،وجودشون از غیب خبر میده،دیدم هراسانند،تا سلام كردم جواب سریع دادند،فرموند:اَینَ اُمی؟مادرم كجاست؟ گفتم مادرتون؟استراحت میكنه،گفت:نه اسماء بخدا تا حالا ندیدم مادرمون این موقع شب بخوابه،گفتنم:براتون غذا تهیه كرده،حسن جان،امام مجتبی فرمود: اسماءتو این مدت كه تو این خونه هستی،تا حالا كی دیدی ما بی مادر غذا بخوریم،عرض كردم آقازاده ها یه خواهشی ازتون دارم،برید باباتون رو تو مسجد خبر كنید،تو یه مقتل دیگه میگه:فضه اومد در مسجد،امیر المؤمنین،سلمان،دیگران، نشسته اند،سلمان میگه دم در مسجد شلوغ شد،دیدم صدای گریه میآد،بلند شدم ایستادم ببینم چه خبره،دیدم فضه داره داد میزنه،حسنین اومدند،آقا متوجه شد بلند شد،اومد جلو،پرسید چه خبره؟عرض كردند :آقاجان اگه میخواهید فاطمه رو زنده ببینید،نگفتند:از دنیا رفته كه،زود بیا،تا این جمله رو شنید،یه نگاهی به حسنین كرد،روایت داره، از پشت افتاد، دیدن هی داره صدا میزنه وَمَن العزا،كیه من و آروم كنه تو این غصه،از مسجد تا خانه راهی نبوده،چندین بار عبا پیچیده شد دور پاهاش،

ردایش دور پا پیچیده میشد

جهانش پیش دیده تیره میشد

رسید و دید شهبار خسته

زجا برخیر ای پهلو شكسته

فرمود:من علی ام،پاشو،پاشو من علی ام،بدن رجعت كرد،صدای فاطمه با علی خوشه،صدای علی ام با زهرا خوشه،جون داده،دوباره برگشت،سه مرتبه تو عالم جون داد زهرا،اینجا یه بار بود،یه بارم بچه ها اومدند دیدند دست های مادر از تو كفن بیرون اومد،لیة القدر سه شبه،سوره كوثر چند آیه است؟ امشب اُمدید،امام باقر می فرمایند:مادرما صد جا میاد كمكتون میكنه،الله اكبر،چشماشو باز كرد،شروع كرد گریه كردن،فرمود از بابام شنیدم،بالا سر محتضر هركی قرآن بخونه،جون دادن برا محتضر آسون میشه،علی جان برام قرآن بخون،همچین كه شروع كرد قرآن خوندن،یه وقت دید آروم آروم این پلك های چشم،رو هم افتاد،آی زهرا.........



:: بازدید از این مطلب : 1318
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

عید امسال پر از بوی گل یاس شده است

و پر از خاطره ی گندم و دستاس شده است

همه ی دشت گواهند که با بوی بهار

عطر یک خانه ی آتش زده احساس شده است...

فاطمیه اومد،بی بی سلام،فصل عزایت شروع شد،بی بی جون امشب با یه امیدی اومدم در خونت،آخرین روضه ی امسال ماست،نوكر خوبی برات نبودم،گریه كن خوبی نبودم،اما چشمم به دست كرم توست،اومدم گدایی كنم،بگم شب آخره،تو كه بیچاره ها رو رد نمیكنی،منم اومدم در خونت بهت سلام كنم.

چینش سفره ی امسال تفاوت دارد

سین هر سفره، سلامی ست که بر یاس شده است

روضه ی چادر خاکی همه جا پیچیده

سیب ها طعم خوش کوثر و اخلاص شده است...

جان گل های جهان پیشکش یاسی که

زخمی سیلی باد و ستم داس شده است...

همه ی جوونیم فدات بی بی جونم،ای كاش من به  یه دردی برا تو میخوردم،ای كاش میتونستم یه كاری كنم،قربونت برم كه وجود نازنینت بین در و دیوار سوخت،ای بی بی جان...



:: بازدید از این مطلب : 1134
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

 



:: بازدید از این مطلب : 839
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

هنگامی که به امیرالمؤمنین(ع) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفت‌وگو می‌کردند و می‌گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید؟

 

 

ابوهاشم از قول ابوعلی نقل کرده است که:
هنگامی که به امیرالمؤمنین(ع) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفت‌وگو می‌کردند و می‌گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید؟
حضرت در حالی‌که ردایی به دوش انداخته بود، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده، حمد و ثنای خدا را به جای آورده و پیامبر(ص) را یاد کردند و بر او صلوات فرستادند.
سپس فرمودند: «ای گروه مسلمانان، به من خبر رسیده است که گروهی گفته‌اند چرا علی(ع) با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید؛ همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید. من از جنگ با آنها عاجز نبودم، ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم.»
اوّلشان نوح(ع) است؛ آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد، که گفت:
«فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ؛1
من مغلوب شدم پس مرا یاری کن.»
و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود، همانا کافر شده اید؛ زیرا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید او مغلوب بود، پس علی دارای عذر بیشتری است.
دوم از آنان ابراهیم(ع) است؛ هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود:
«وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى‏ أَلاَّ أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا؛2
از شما و از آنچه غیر از خدا می‌پرستید دوری می‌گزینم.» پس اگر بگویید او دوری جست، بدون ناراحتی، قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید، پس علی دارای عذر بیشتری است.
سوم لوط(ع) است که خداوند خبر داد از آنچه او به قومش گفت:
«قالَ لَوْ أَنَّ لي‏ بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوي إِلى‏ رُكْنٍ شَديد؛3
ای کاش مرا در دفع شما قوّتی بود یا به جانب صاحب قوّتی پناه می گرفتم.»
پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید که بدان‌ها قدرت نداشت، پس علی دارای عذر بیشتری است.
چهارم یوسف(ع) است؛ آنجا که گفت:
قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني‏ إِلَيْهِ...؛4
پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند.»
پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست، همانا کافر شده‌اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد، فراخوانده شد؛ ولی زندان را انتخاب کرد، پس علی دارای عذر بیشتری است.
پنجم موسی بن عمران(ع) است؛ آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
«فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لي‏ رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَني‏ مِنَ الْمُرْسَلين؛5
وقتی از شما ترسیدم، فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلان قرار داد.»
پس اگر بگویید: او گریخت بدون ترس، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید: او گریخت از ترسی که بر خود داشت، پس علی دارای عذر بیشتری است.
ششم برادرش هارون است؛ از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني‏ وَ كادُوا يَقْتُلُونَني‏ فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْني‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمين؛6
ای پسر مادرم، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند، پس دشمنان را علیه من سرزنش نیاور.
پس اگر بگویید: نزدیک نبود او را بکشند، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند، پس علی عذر بیشتری دارد.
هفتم پسر عمویم، محمّد است؛ آنجا که از ترس کفّار به غار گریخت.»7
پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت، همانا دروغ گفته‌اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت، پس وصیِّ پیامبر(ص) دارای عذر بیشتری است.
ای مردم، از هنگامی که مادر مرا زاده است، پیوسته مظلوم بوده‌ام...

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره قمر، آیه 10.
2. سوره مریم، آیه 48.
3. سوره هود، آیه 80.
4. سوره یوسف، آیه 33.
5. سوره شعراء، آیه21.
6. سوره اعراف، آیه150.
7. سوره توبه، آیه 40.
8. مناقب ابن شاذان، ص 173؛ بنا به نقل قضاوت‌ها و معجزات حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)، ص 181.

 



:: بازدید از این مطلب : 689
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

هنگامی که به امیرالمؤمنین(ع) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفت‌وگو می‌کردند و می‌گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید؟

 

 

ابوهاشم از قول ابوعلی نقل کرده است که:
هنگامی که به امیرالمؤمنین(ع) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفت‌وگو می‌کردند و می‌گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید؟
حضرت در حالی‌که ردایی به دوش انداخته بود، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده، حمد و ثنای خدا را به جای آورده و پیامبر(ص) را یاد کردند و بر او صلوات فرستادند.
سپس فرمودند: «ای گروه مسلمانان، به من خبر رسیده است که گروهی گفته‌اند چرا علی(ع) با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید؛ همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید. من از جنگ با آنها عاجز نبودم، ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم.»
اوّلشان نوح(ع) است؛ آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد، که گفت:
«فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ؛1
من مغلوب شدم پس مرا یاری کن.»
و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود، همانا کافر شده اید؛ زیرا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید او مغلوب بود، پس علی دارای عذر بیشتری است.
دوم از آنان ابراهیم(ع) است؛ هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود:
«وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى‏ أَلاَّ أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا؛2
از شما و از آنچه غیر از خدا می‌پرستید دوری می‌گزینم.» پس اگر بگویید او دوری جست، بدون ناراحتی، قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید، پس علی دارای عذر بیشتری است.
سوم لوط(ع) است که خداوند خبر داد از آنچه او به قومش گفت:
«قالَ لَوْ أَنَّ لي‏ بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوي إِلى‏ رُكْنٍ شَديد؛3
ای کاش مرا در دفع شما قوّتی بود یا به جانب صاحب قوّتی پناه می گرفتم.»
پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید که بدان‌ها قدرت نداشت، پس علی دارای عذر بیشتری است.
چهارم یوسف(ع) است؛ آنجا که گفت:
قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني‏ إِلَيْهِ...؛4
پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند.»
پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست، همانا کافر شده‌اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد، فراخوانده شد؛ ولی زندان را انتخاب کرد، پس علی دارای عذر بیشتری است.
پنجم موسی بن عمران(ع) است؛ آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
«فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لي‏ رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَني‏ مِنَ الْمُرْسَلين؛5
وقتی از شما ترسیدم، فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلان قرار داد.»
پس اگر بگویید: او گریخت بدون ترس، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید: او گریخت از ترسی که بر خود داشت، پس علی دارای عذر بیشتری است.
ششم برادرش هارون است؛ از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني‏ وَ كادُوا يَقْتُلُونَني‏ فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْني‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمين؛6
ای پسر مادرم، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند، پس دشمنان را علیه من سرزنش نیاور.
پس اگر بگویید: نزدیک نبود او را بکشند، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند، پس علی عذر بیشتری دارد.
هفتم پسر عمویم، محمّد است؛ آنجا که از ترس کفّار به غار گریخت.»7
پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت، همانا دروغ گفته‌اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت، پس وصیِّ پیامبر(ص) دارای عذر بیشتری است.
ای مردم، از هنگامی که مادر مرا زاده است، پیوسته مظلوم بوده‌ام...

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره قمر، آیه 10.
2. سوره مریم، آیه 48.
3. سوره هود، آیه 80.
4. سوره یوسف، آیه 33.
5. سوره شعراء، آیه21.
6. سوره اعراف، آیه150.
7. سوره توبه، آیه 40.
8. مناقب ابن شاذان، ص 173؛ بنا به نقل قضاوت‌ها و معجزات حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)، ص 181.

 



:: بازدید از این مطلب : 738
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

 



:: بازدید از این مطلب : 677
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران