نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala
بارها دیده شده است، امروز هم مکرراً دیده می‌شود، که قدرتهای مستکبر عالم، آن وقتی که پای مسلمانها در میان است، چشم بر روی هر جنایتی که علیه مسلمانها انجام شود، می‌بندند. به گزارش مشرق، پنجاه و سه نکته در باره حقوق بشر مورد ادعای غرب و حامیان وی و علی الخصوص سگ هار آنها در منطقه که توسط رهبر معظم انقلاب به مناسبت‌های مختلف عنوان شده است بهمراه آدرس و زمان آن برای استفاده علاقه‌مندان در این پست خبری ارائه شده است. هدف از این گردآوری، تبیین هرچه بهتر ماهیت رژیم ددمنش صهیونیستی و حامی اصلی آن آمریکا جنایتکار است تا تمام کسانی که کور سویی از امید به رابطه با این شیطان بزرگ در ذهنشان وجود دارد بهتر و بیشتر و واقع بینانه تر با این دشمن قسم خورده انقلاب اسلامی آشنا شوند. ******************************** 1. شوخی زشتی است که بانی بیشترین ترورها و به راه اندازنده‌ی بیشترین کودتاها و تولیدکننده‌ی مهلک ‌‌ترین سلاحها و پشتیبانی ‌‌کننده‌ی خطرناک ‌‌ترین تروریستها، مدّعی رهبری مبارزه‌ی بحقِّ جهانی با تروریسم باشد پیام به کنگره‌ی عظیم حج، 30/11/1380 2. امریکا در همه جنایاتی که امروز در فلسطین اتّفاق می‌افتد، شریک جرم است در خطبه‌های نمازجمعه، 16/1/1381 3. الان بیشترین کشته‌های لبنان - آن طور که به ما خبر داده‌اند - کودکان هستند؛ صهیونیستهای بچه‌کُش! ببینید فاجعه، چقدر آشکار و بیّن است! چقدر گناه، بزرگ است! چقدر حقیقت روشن است! در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش‌، 28/1/1375 4. اگر در داخل سرزمینهای فلسطین اشغالی کوچکترین آبی از آب تکان بخورد، فوراً رئیس جمهور امریکا از «کاخ سیاه» سر بیرون می‌آورد و حرفی میزند، برای این‌که با پیش کرده‌ها و سگهای دست‌آموز اسرائیلی خود، هماهنگی کرده باشد. در دیدار پرسنل و فرماندهان ارتش‌، 28/1/1375 5. زوال تمدّنها معلول انحرافهاست. تمدّنها بعد از آن‌که به اوجی رسیدند، به خاطر ضعفها و خلأها و انحرافهای خود رو به انحطاط میروند. در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه، 14/7/1379 6. ما نشانه‌ی این انحطاط را امروز در تمدّن غربی مشاهده میکنیم، که تمدّنِ علم بدون اخلاق، مادیّتِ بدون معنویّت و دین و قدرتِ بدون عدالت است. در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه، 14/7/1379 7. وقتی که بتدریج تظاهرات اوج میگیرد، مردم در همه جا بلند میشوند، صدای اعتراضها بلند میشود؛ آن دستگاههایی که مدّعی طرفداری از حقوق بشرند، مدّعی اطّلاع‌رسانی ‌‌اند، آن وقت مجبور میشوند یک اطّلاعی، آن هم البته ناقص و نه کامل، یکجانبه و نه عادلانه، به سود غاصب (رژیم صهیونیستی) و نه به سود مردم مظلوم بدهند! اینها همه نشانه‌های شکست و انحطاط تمدّن غرب است. در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه، 14/7/1379 8. امروز در دنیا کسی نیست که باور کند آمریکا دنبال حقوق بشر است، دنبال حقوق ملتها است؛ یا رژیم صهیونیستیِ نسل‌کش و کودک‌کش دنبال اجرای دموکراسی در کشورهای دنیاست. در دیدار کارگزاران نظام، 3/5/1391 9. پرونده‌ی آمریکا، پرونده‌ی رژیم صهیونیستی، پرونده‌ی همین چند قدرت که در مقابل جمهوری اسلامی قرار دارند، از لحاظ مسئله‌ی حقوق بشر و طرفداری از حقوق ملتها و حقوق انسانها، پرونده‌ی بسیار سیاهی است. شصت سال نسل‌کشی در فلسطین، نقض حقوق بشر نیست؟ در دیدار کارگزاران نظام، 3/5/1391 10. چه مصیبتی از این بالاتر که دولت‌های مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب و کافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت می‌کردند، رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکار صهیونیست، گستاخانه آن‌ها را هماهنگ و موافق با این فاجعه‌آفرینیِ بزرگ معرفی کنند؟ پیام به‌مناسبت فاجعه‌ی غزه در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی، 8/10/1387 11. سئوال من از رسانه‌ها و روشنفکران جهان اسلام و به ویژه جهان عرب آن است که تا چه هنگام به مسئولیت رسانه‌یی و روشنفکری خود بی‌تفاوت خواهید ماند؟ آیا سازمان‌های حقوق بشرِ رسوای غرب و شورای باصطلاح امنیت سازمان ملل بیش از این هم ممکن است رسوا شوند؟ پیام به‌مناسبت فاجعه‌ی غزه در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی، 8/10/1387 12. باید رژیم صهیونیستی به وسیله‌ی دولت‌های مسلمان مجازات شود. سران آن رژیم غاصب باید به جرم این جنایت و نیز محاصره‌ی طولانی مدّت، شخصاً محاکمه و مجازات شوند. پیام به‌مناسبت فاجعه‌ی غزه در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی، 8/10/1387 13. به نظر من این مسئولان و سیاستمداران اروپائی و آمریکائی قدری بایستی شرم و حیا را هم برای خودشان وظیفه بدانند. خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران، 29/3/1388 14. بارها دیده شده است، امروز هم مکرراً دیده می‌شود، که قدرتهای مستکبر عالم، آن وقتی که پای مسلمانها در میان است، چشم بر روی هر جنایتی که علیه مسلمانها انجام شود، می‌بندند. در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز میلاد امیرالمؤمنین(ع)، 17/5/1385 15. کشتن مردم مظلوم جرم بزرگی است و فرقی نمی‌کند که این جرم را چه کسی مرتکب شود. در خطبه‌های نمازجمعه‌، 28/5/1384 16. قدرت سلطه ‌‌گر و زورگو کارش با تهدید پیش میرود و ملتهای دنیا و خیلی از دولتها متأسفانه در مقابل تهدیدهای اینها کوتاه می ‌‌آیند و اینها را بیشتر بر امورِ خودشان مسلط میکنند. در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی، 1/1/1384 17. تا آن جایی که بنده اطلاع دارم، هیچ دولتی را نمی شناسم که به قدر دولت امریکا ناقض حقوق بشر باشد. در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی، 1/1/1384 18. نقض حقوق بشر در امریکا و به ‌‌وسیله ‌‌ی امریکایی ‌‌ها در دنیا از همه ی کشورها بیشتر است؛ اما مردم دنیا و همچنین ملت ایران و دولت ایران و نظام اسلامی را به نقض حقوق بشر متهم میکنند! در دیدار زائرین و مجاورین حرم مطهر رضوی، 1/1/1384 19. کسانی که دم از مقابله و معارضه‌ی با استبداد میزنند، خودشان مستبدترین مردم دنیا هستند؛ در قضیه‌ی فلسطین هم مقصر اصلی برای حل ‌‌نشدن مسأله‌ی خاورمیانه، امریکایی ‌‌ها هستند. در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش، 19/11/1383 20. شما سگ هاری را که پنجه به کودک و پیر و زن و مرد و نظامی و غیرنظامىِ فلسطینی میزند، دارید حمایت و تقویت میکنید؛ معلوم است که مسأله‌ی خاورمیانه به این ترتیب حل نخواهد شد. در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش، 19/11/1383 21. امروز جامعه‌ی بشری به حدی رسیده است که معنای استبداد بین‌المللی را میفهمد و سنگینىِ این بار سیاه و خسارتبار را بر دوش خود حس میکند. در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش، 19/11/1383 22. امروز کشته شدنِ جوان، کودک، پیرمرد و پیرزن فلسطینی و غیرمسلح فلسطینی یک کار روزمره شده؛ این چیز عجیبی است؛ این حادثه یی است که واقعاً تاریخی است؛ این در تاریخ خواهد ماند. در خطبه‌های نمازجمعه‌، 15/8/1383 23. صبر و استقامت افسانه ‌‌ای ملت فلسطین در تاریخ می ماند. در خطبه‌های نمازجمعه‌، 15/8/1383 24. دولتهای امریکایی دستشان تا مرفق در خون فلسطینی ها فرورفته. اگر بنا باشد دادگاهی درباره ی فلسطینی ها حکم بکند، متهم آن دادگاه فقط شارون و صهیونیست ها نیستند، بلکه متهم آنها امریکا و همین بوش و دارودسته ی بوش و حکومتهای امریکا هم هستند؛ اینها هم در همان ردیف اول اتهامند. در خطبه‌های نمازجمعه‌، 15/8/1383 25. تجاوز، زورگویی، قتل‌عام، قلدری، نادیده گرفتن حق یک ملت در کشور خود، تشویق کننده‌ی مقاومتهای مردمی و رشد دهنده‌ی احساس گرایش به تروریسم در میان همین ملتهاست. در دانشگاه علوم انتظامی‌، 15/7/1383 26. دنیایی که چشم را بر این جنایتهای وقیحانه می‌بندد، نمی‌تواند ادعا کند که طرفدار حقوق بشر است و نمی‌تواند امیدوار باشد که خواهد توانست با تروریسم روبه‌رشد در دنیا مقابله کند؛ اینها مشوق تروریسمند. در دانشگاه علوم انتظامی‌، 15/7/1383 27. آمریکا صریحاً خود را در تجاوز به کشورها و ملت ‌‌ها ذیحق می ‌‌شمارد. پیام به کنگره‌ی عظیم حج، 8/11/1382 28. این رفتارهای عصبی و شرارت آمیز، بیش از آنکه برخاسته از قدرت و اعتماد به نفس باشد، ناشی از سراسیمگی و وحشت است. پیام به کنگره‌ی عظیم حج، 8/11/1382 29. آنان بیداری اسلامی را حس می کنند و از فراگیری اندیشه «اسلام سیاسی» و حاکمیت اسلام بشدت احساس خطر می کنند. پیام به کنگره‌ی عظیم حج، 8/11/1382 30. آنان از فکر روزی که امت اسلامی یکپارچه و امیدوار، بپاخیزد به خود می لرزند. پیام به کنگره‌ی عظیم حج، 8/11/1382 31. مهمترین مسأله در مسائل خارجی ما - که به مسأله کنونی کشور ما هم ارتباط مستقیم دارد - فلسطین است. در دیدار جمعی از کارگران و معلمان، 11/2/1381 32. مسأله فلسطین فقط مسأله یک ملت نیست؛ مسأله حاکمیت دیکتاتوری بین‌المللی و حاکمیت زور است. در دیدار جمعی از کارگران و معلمان، 11/2/1381 33. کیست که منظره حمل پُراحساس کودکِ یکی دو ساله‌ای را که کشته شده است، ببیند و بتواند راحت بخوابد؟ در دیدار جمعی از کارگران و معلمان، 11/2/1381 34. کیست که محاصره مردم را در خانه‌ها و کوچه‌ها و خیابانها و شهرهایی که متعلّق به آنهاست و زمینی که استخوان اجداد آنها قرنهاست در آن دفن است، ببیند و متأثّر نشود؟ در دیدار جمعی از کارگران و معلمان، 11/2/1381 35. آلام مردم فلسطین، آلام و دردها و رنجهای ماست. در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی، 7/10/1379 36. امروز فریاد ملت فلسطین بلند است که یاللمسلمین! جواب این فریاد، بر تک تک مسؤولان دولتهای اسلامی واجب و لازم است؛ خدای متعال آنها را مؤاخذه خواهد کرد. در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی، 7/10/1379 37. این غدّه سرطانی و شجره خبیثه‌ای که در آن‌جا گنجانده شده است، امروز تهدیدی علیه موجودیّت و هویّت همه کشورها و دولتهای اسلامی است. در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی، 7/10/1379 38. کمک به فلسطین باید صورت گیرد؛ چاره‌ای نیست. اگر ما نکنیم، بلاشک کسانی پیدا خواهند شد که این کار را خواهند کرد؛ «فسوف یأتی اللَّه بقوم یحبّهم و یحبّونه»؛ این سنتِ الهی است. در دیدار کارگزاران نظام و سفرای کشورهای اسلامی، 7/10/1379 39. ملتها در سایه پیمودن راه خداست که به رفاه و امنیت و آرامش و آگاهی و معرفت میرسند. بدبختی مردم دنیا به خاطر پیموده نشدن راه خدا و به خاطر راه طواغیت است. در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، 26/6/1376 40. در خبرها میگفتند بیست میلیون کودک بی ‌‌پدر و مادر یا شبیه بی ‌‌پدر و مادرِ آواره‌ی بدبخت و نیز صدها میلیون گرسنه در دنیا هست. طاغوتها هستند که انسانها را این‌طور دچار چنین بدبختیهایی میکنند. در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، 26/6/1376 41. دانش بدون معنویّت و اخلاق، بمب اتم میشود، به جان بیگناهان می ‌‌افتد؛ اسلحه میشود، غیر نظامیان را در لبنان و فلسطین اشغالی و دیگر مناطق عالم هدف قرار میدهد؛ مواد کشنده شیمیایی میشود، در حلبچه و بقیه نقاط عالم، زن و کودک و مرد جوان و انسان و حیوان را به نابودی میکشد! در دیدار جمعی از پرستاران، 19/6/1376 42. در تاریخ، قضایایی مثل قضایای حمله مغول و هلاکوخان، تعجّب انسان را برمی ‌‌انگیزد که «آیا ممکن است جماعتی این‌قدر قساوت به خرج داده باشند؟!» اما این حوادثِ تاریخی، امروز در مقابل چشم بشر اتّفاق می ‌‌افتد. در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی، 21/4/1374 43. نظامهای غربی، تمدّن غربی و مدّعیانِ غربی قادر نیستند اداره دنیا را به دست گیرند. حق ندارند که ادّعای حاکمیت بر حدود شش میلیارد بشر و کشورهای سراسر عالم را بکنند؛ چون نمیتوانند خودشان را اداره و امنیت خودشان را تأمین کنند و از بزرگترین فجایع بشری جلوگیری نمایند. در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی انتظامی، 21/4/1374 44. جلودار این تهاجم همه جانبه به اسلام، شیطان بزرگ یعنی دولت ایالات متحده‌ی امریکا است. پیام به کنگره عظیم حج، 25/2/1373 45. صهیونیستها هم که خشن‌ترین مردم دنیا هستند، با حمایت امریکایی ‌‌ها این حرکت را میکنند. در مراسم تنفیذ حکم ریاست‌جمهوری، 12/5/1372 46. نظام سلطه برای همه‌ی دنیا و به عوض همه‌ی ملتها تصمیم میگیرد. نمونه‌ی دیروز آن هیروشیماست و امروز هم رئیس جمهور امریکا به کار هولناک اسلاف خود افتخار میکند. در مجمع عمومی سازمان ملل، 31/6/1366 47. در سازمان ملل دو تبعیض ناروا هست؛ حق وِتوُ و عضویت دائم در شورای امنیت؛ این دو تبعیض باید برداشته شود. در مجمع عمومی سازمان ملل، 31/6/1366 48. اگر جنبش [غیرمتعهدها] بتواند اشغال نظامی یکی از کشورهای عضو را تحت هر بهانه تحمل کند، به واضحترین شکل از اصول خود منحرف شده است. در هشتمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد، 14/6/1365 49. امت اسلامی باید به خروش آید و سران اسلامی باید خشم ملتهای خود را به رخ رژیم غاصب بکوبند. پیام به امت بزرگ اسلام در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، 12/12/1386 50. ملتها و دولتهای اسلامی ندای مظلومیت فلسطینیان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدانهای خفته را بیدار کنند. پیام به امت بزرگ اسلام در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، 12/12/1386 51. آیا ملت امریکا می‌داند که زمامدارانش اینگونه همه‌ی حرمتهای بشری را در پیش پای صهیونیستها قربانی کرده‌اند؟ پیام به امت بزرگ اسلام در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، 12/12/1386 52. آیا ملتهای اروپایی باخبرند که تسلط سرمایه‌داران صهیونیست بر کشورهای آنان کار سیاستمدارانشان را به کجا کشانده است؟ پیام به امت بزرگ اسلام در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، 12/12/1386 53. رئیس‌جمهور جدید آمریکا هم که با شعار تغییر در سیاست‌های دولت بوش بر سر کار آمده است، از تعهد بی‌قید و شرط به امنیت اسرائیل دم می‌زند؛ یعنی دفاع از تروریسم دولتی، دفاع از ظلم و زورگوئی، دفاع از قتل عام صدها مرد و زن و کودک فلسطینی... در چهارمین کنفرانس حمایت از ملت فلسطین، 14/12/1387 منبع: هم‌اندیشی

:: بازدید از این مطلب : 1473
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 25 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala
انتظار فرج و گشایش، در نهایت دورانی که ما در آن قرار داریم و بشریت دچار ستم‌ها و آزارهاست، یک مصداق از انتظار فرج است، لیکن انتظار فرج مصداق‌های دیگر هم دارد. - آیت الله العظمی سیدعلی حسینی خامنه‌ای: انتظار فرج یک مفهوم بسیار وسیع و گسترده‌یی است. یک انتظار، انتظارِ فرجِ نهایی است؛ یعنی این‌که بشریت اگر می‌بیند که طواغیت عالم ترک‌تازی می‌کنند و چپاولگری می‌کنند و افسارگسیخته به حق انسانها تعدی می‌کنند، نباید خیال کند که سرنوشت دنیا همین است؛ نباید تصور کند که بالاخره چاره‌یی نیست و بایستی به همین وضعیت تن داد؛ نه، بداند که این وضعیت یک وضعیت گذراست - «للباطل جولة» - (۱) و آن چیزی که متعلق به این عالم و طبیعت این عالم است، عبارت است از استقرار حکومت عدل؛ و او خواهد آمد. انتظار فرج و گشایش، در نهایت دورانی که ما در آن قرار داریم و بشریت دچار ستم‌ها و آزارهاست، یک مصداق از انتظار فرج است، لیکن انتظار فرج مصداق‌های دیگر هم دارد. وقتی به ما می‌گویند منتظر فرج باشید، فقط این نیست که منتظر فرج نهایی باشید، بلکه معنایش این است که هر بن‌بستی قابل گشوده شدن است. فرج، یعنی این؛ فرج، یعنی گشایش. مسلمان با درسِ انتظار، فرج می‌آموزد و تعلیم می‌گیرد که هیچ بن‌بستی در زندگی بشر وجود ندارد که نشود آن را باز کرد و لازم باشد که انسان ناامید دست روی دست بگذارد و بنشیند و بگوید دیگر کاری نمی‌شود کرد؛ نه، وقتی در نهایتِ زندگیِ انسان، در مقابله‌ی با این‌همه حرکت ظالمانه و ستمگرانه، خورشیدِ فرج ظهور خواهد کرد، پس در بن‌بست‌های جاری زندگی هم همین فرج متوقَّع و مورد انتظار است. این، درس امید به همه‌ی انسانهاست؛ این، درس انتظار واقعی به همه‌ی انسانهاست؛ لذا انتظار فرج را افضل اعمال دانسته‌اند؛(۲) معلوم می‌شود انتظار، یک عمل است، بی‌عملی نیست. نباید اشتباه کرد، خیال کرد که انتظار یعنی این‌که دست روی دست بگذاریم و منتظر بمانیم تا یک کاری بشود. انتظار یک عمل است، یک آماده‌سازی است، یک تقویت انگیزه در دل و درون است، یک نشاط و تحرک و پویایی است در همه‌ی زمینه‌ها. این، در واقع تفسیر این آیات کریمه‌ی قرآنی است که: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین» (۳) یا «ان الارض للَّه یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین».(۴) یعنی هیچ‌وقت ملت‌ها و امت‌ها نباید از گشایش مأیوس شوند. ۱۳۸۴/۰۶/۲۹ ‌‌بیانات‌ در دیدار اقشار مختلف مردم به ‌مناسبت نیمه‌‌ی شعبان پی‌نوشت: ۱) غرر الحكم و درر الكلم ، عبد الواحد بن محمد تميمى آمُدى‏ ص ۵۴۴ ؛ عیون الحكم والمواعظ ، علی بن محمدلیثی واسطی ص ۴۰۳؛ «للحقّ دولة، للباطل جولة» ترجمه: برای حق دولتی و از برای باطل جولانی باشد. ۲) كمال الدین و تمام النعمة ، شیخ صدوق ج ۲ ص ۶۴۴؛ الخصال،صدوق،ج۲ص۶۲۰ ؛ المناقب،ابن شهر آشوب،ج۴ص۴۲۵ ؛ بحارالانوار،مجلسی،ج۵۰ص۳۱۷ح۱۴ ؛ أفضل أعمال أمتی انتظار الفرج من الله عز و جل ترجمه: برترین اعمال امت من انتظار فرج از خداوند بزرگ و بلند قدر است. ۳) سوره مبارکه القصص آیه ۵ وَنُريدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ استُضعِفوا فِي الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةً وَنَجعَلَهُمُ الوارِثينَ ترجمه: ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم! ۴) سوره مبارکه الأعراف آیه ۱۲۸ قالَ موسىٰ لِقَومِهِ استَعينوا بِاللَّهِ وَاصبِروا ۖ إِنَّ الأَرضَ لِلَّهِ يورِثُها مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ ۖ وَالعاقِبَةُ لِلمُتَّقينَ ترجمه: موسی به قوم خود گفت: «از خدا یاری جویید، و استقامت پیشه کنید، که زمین از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار می‌کند؛ و سرانجام (نیک) برای پرهیزکاران است!» منبع:فردا

:: بازدید از این مطلب : 1956
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 25 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala
حسن بن علی (ع) دو راه بیشتر نداشت یکی آنکه با این تعداد کم از افراد مقابل آن جمع زیاد قرار گیرد یا اینکه با معاویه مصالحه کند تا افراد باقی مانده از محبین علی (ع) و اهل بیت را حفظ کند. خبرگزاری شبستان: "آنچه که امام حسن (ع) واگذار کردند خلافت سیاسی بود نه امامت چرا که امامت واگذار کردنی نیست و کسانی که آن اشکال را مطرح کردند به این نکته توجه نکردند. خلافت منحصر می شود به امر اداره امور دنیایی اما امامت هم بر امور دنیوی و هم اخروی اطلاق می شود." این جملات بخشی از سخنان حجت الاسلام حبیب عباسی، کارشناس ارشد مذاهب اسلامی و کارشناس شبکه جهانی ولایت درباره یکی از شبهات وهابیت در خصوص صلح امام حسن (ع) است؛ گفتگوی ما با مدیر گروه پاسخ به شبهات موسسه تحقیقاتی ولیعصر (عج) از نظرتان می گذرد: وهابیت مطرح می کنند امام حسن (ع) با واگذاری امامت به معاویه مشروعیت خلافت او را امضا کرده است و این را در منابع و کتب خود به عنوان شبهه آورده اند که اگر این امر نامشروع بود، چرا آن حضرت (ع) چنین اقدامی کرد؛ چه پاسخی می توان در برابر این ادعا ارائه داد؟ این مساله از چند وجه قابل بررسی است؛ نخست آن که بین خلافت و امامت تفاوت وجود دارد یعنی آنچه که امام حسن (ع) واگذار کردند خلافت سیاسی بود نه امامت چرا که امامت واگذار کردنی نیست و کسانی که آن اشکال را مطرح کردند به این نکته توجه نکردند. خلافت منحصر می شود به امر اداره امور دنیایی اما امامت هم بر امور دنیوی و هم اخروی اطلاق می شود. دوم آنکه حضرت (ع) در رابطه با همین خلافت هم با قدرت و دلیل و برهان و به علت های مهم این کار را انجام دادند. به این دلایل به طور صریح اشاره کنید. اولین دلیل حفظ خون مسلمانان و جلوگیری از اتلاف خون آنها بود. در عین حال حضرت در خطبه ای که به این مساله اشاره می کند، به باطل بودن معاویه و حق بودن خود اذعان دارند: اما بعد ای مردم همانا خدا شما را هدایت کرد به واسطه اولین از ما (حضرت علی) و خون شما را حفظ کرد به واسطه آخرین از امامان. سپس حضرت در ادامه اشاره فرمودند به مساله بین خود و معاویه و بخشی از آیه 111 سوره انبیاء را که پیام پیامبر(ص) به کفار است، را بیان فرمودند. و از این اشاره حضرت به دست می آید که ایشان مدارای خود با معاویه را از قبیل مدارای پیامبر با کفار قریش در صلح حدیبیه دانستند. همچنین در روایت دیگری از حضرت در کتاب انساب الاشراف بلاذری جلد 3 صفحه 291 آمده است که ایشان بعد از اعتراضات بر صلح با معاویه یکی از علت های این صلح را خلاص شدن شیعیان از ظلم معاویه دانسته است که در این باره یعنی ظلم و فشار شدید بر شیعه از جانب معاویه می توان به دستور او در به قتل رساندن افرادی که نام آنها علی بود، اشاره کرد. همچنین به سب و دشنام حضرت علی (ع) در منابر و خطبه های نماز جمعه که همین مساله در متن صلح نامه نیز آمده است. چنان که ابن اثیر در کتاب الکامل جلد 3 صفحه 405 خود این مطلب را ذکر کرده است. نکته دیگر بحث خیانت لشکر و اضطرار و ناچار شدن ایشان به پذیرفتن صلح بود. البته این مساله به خاطر رشوه های فراوانی بود که معاویه به اطرافیان و سربازان و فرماندهان لشکر آن حضرت داده بود و این مطلب در انساب الاشراف بلاذری جلد 3 صفحه 284 اشاره شده است. حتی عده ای از سران قبائل با معاویه نامه نگاری کرده و خود را مطیع او دانسته و حتی به او قول دادند که امام حسن (ع) را تسلیم کنند که به این مطلب نیز در کتاب "الفصول المهمه" ابن صباغ مالکی جلد 2 صفحه 723 و 724 اذعان شده است. ظاهرا کار تا جایی بالا گرفت که حضرت به شرک نیز متهم شدند؛ آیا همین طور است؟ بله متاسفانه در مقابله با آن حضرت، برخی ایشان را به شرک متهم کردند چنان که ابوالفرج اصفهانی در مقتال الطالبیین صفحه 41 آورده است: جرّاح بن ثنان نزدیک خیمه در ساباط شد و در حالی که لجام اسب خود را گرفته بود، فریاد زد الله اکبر ای حسن تو مشرک شدی همان گونه که در گذشته پدر تو مشرک شده بود! از سوی دیگر تا حدی معاویه جسارت را زیاد کرده بود که به حاکم خود در مدینه دستور به تخریب خانه های بنی هاشم داد. اما در پایان مناسب است به نظر یکی از علمای اهل سنت اهل عربستان سعودی به نام حسن بن فرحان المالکی در کتاب "قراءة فی کتب العقاید" در خصوص علت صلح امام حسن (ع) با معاویه اشاره شود: "حضرت حسن بن علی (ع) دو راه بیشتر نداشت یکی آن که با این تعداد کم از افراد مقابل آن جمع زیاد قرار گیرد یا اینکه با معاویه مصالحه کند و این مورد دوم چیزی بود که امام ترجیح داد تا افراد باقی مانده از محبین علی (ع) و اهل بیت را حفظ کند تا آنها علوم و سیره اهل بیت (ع) را نشر دهند."

:: بازدید از این مطلب : 1390
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 25 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala
رئیس حوزه علمیه اصفهان، شرایط ظهور امام زمان(عج) را تشریح کرد و گفت: همه علم قرآن نزد حضرت مهدی(عج) است. آیت‌الله حسین مظاهری ظهر امروز در سخنرانی خود در مسجد حکیم اصفهان، با اشاره به جنایات رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی، اظهار داشت: متأسفانه کار به جایی رسیده است که استکبار ذخایر و منابع کشورهای اسلامی و مسلمانان را به طور رایگان از آن‌ها می‌گیرد و برخی از مسلمانان با افتخار این مطلب را قبول می‌کنند، اگر مردم به بیعت امام علی(ع) عمل کرده بودند، اکنون ما یک حکومت جهانی داشتیم. وی ادامه داد: اگر مردم به بیعت با علی(ع) پایبند بودند، اکنون یک زندگی منهای فقر، توأم با فضایل و با تسلط علمی و مالی در جهان داشتیم و از رذایل اخلاقی هیچ خبری نبود. رئیس حوزه علمیه اصفهان در ادامه با اشاره به آیات قرآن و احادیث، خاطرنشان کرد: به دست شیعیان و ایرانیان سعادت و خوشبختی و امنیت را برای دنیا به ارمغان می‌آورند و پس از این ماجرای سقیفه و این خسارتی که به بشر زده شد، شیعیان روزی حکومت جهان را به دست می‌گیرند. انقلاب تدریجی یعنی اینکه شیعه باید مهیای ظهور شود وی با تأکید بر لزوم آمادگی برای ظهور، بیان کرد: هر وقت ما مهیا شدیم، همان وقت امام زمان(عج) حتماً می‌آید، برخی از ما منتظر امام زمان(عج) هستند، اما دروغ می‌گویند، همان قدر که ما انتظار امام زمان(عج) را می‌کشیم، امام زمان(عج) نیز منتظر ما است. آیت‌الله مظاهری با اشاره به اینکه زمینه ایجاد یک بهشت دنیایی وجود دارد، اضافه کرد: باید خودمان را آماده کنیم برای انقلاب جهانی، امام زمان(عج) دو انقلاب، یکی انقلاب تدریجی و دیگری انقلاب دفعی دارد، انقلاب تدریجی را باید خودمان درست کنیم، اما انقلاب دفعی به اذن خداوند صورت می‌گیرد. وی بیان کرد: انقلاب تدریجی یعنی اینکه شیعه باید مهیا شود، برای انقلاب امام زمان(عج) از نظر عقیده و شعار به تشیع پایبند باشد و در عمل نیز این مطلب را ثابت کند، هر وقت این سه چیز درست شد، حتماً امام زمان(عج) همان روز و ماه می‌آید. رئیس حوزه علمیه اصفهان با تأکید بر اینکه امام زمان(عج) بارها در بیان‌هایی گفته‌اند من منتظر هستم که شما آماده شوید، متذکر شد: امام زمان(عج) بارها گفته‌اند که ما باید این انقلاب تدریجی را درست کنیم تا فضای برای ظهور ایشان فراهم شود، نمی‌شود که زمینه برای انقلاب دفعی باشد، اما خداوند آن را متحقق نکند، چراکه مخالف قاعده لطف است. وی به تشریح بخش‌هایی از ظهور امام زمان پرداخت و تصریح کرد: انقلاب دفعی امام زمان(عج) به این صورت است که در یک شبانه‌روز بر جهان مسلط می‌شود در 6 شبانه‌روز بر عالم استقرار پیاده می‌کند و اسلام عزیز را اجرایی می‌کند، قانون اساسی آن زمان مصحف زهرا(س) است و یک زندگی توأم با فضایل و خالی از رذایل به وجود می‌آید. آیت‌الله مظاهری اظهار کرد: عاصف‌بن‌برخیا وزیر حضرت سلیمان(ع) است، عاصف‌بن‌برخیا یک قطره از دریای علم قرآن داشت و با یک چشم بر هم زدن تخت بلقیس را در برابر حضرت سلیمان(ع) قرار داد و حضرت سلیمان(ع) یمن را با یک چشم بر هم زدن و با خرق عادت مسخّر خود کرد. وی با بیان اینکه همه علم قرآن نزد امام زمان(عج) است به قرائت آیه «قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب» اشاره کرد و افزود: عاصف‌بن‌برخیا یک قطره از علم کتاب را داشت، اما امام زمان(عج) همه علم قرآن را دارد و می‌تواند به یک شبانه‌روز بر همه جهان بدون خون‌ریزی مسلط شود. رئیس حوزه علمیه اصفهان، روایاتی که ناظر به خون‌ریزی بسیار توسط امام زمان(عج) است را روایات اسرائیلی خواند و بیان کرد: باید لیاقت پیدا کنیم که در حکومت امام زمان(عج) بتوانیم کاری انجام دهیم، حکومت اهل‌بیت(ع) را باید شیعیان اداره کنند. وی در پایان با اشاره به روایاتی پیرامون رجعت، عنوان کرد: همه اهل‌بیت(ع) در دوران امام زمان(عج) بازمی‌گردند و امام علی(ع) و امام حسین(ع) بیش از هزار سال حکومت می‌کنند و از این رو باید دعا کنیم که به دست ما و به رهبری امام زمان(عج) پرچم اسلام در جهان حاکم شود. منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 1619
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 25 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala
اسلام احکام ارث را براساس مرد یا زن بودن (عامل جنسیت مثل دیگر ادیان) وضع نکرده است بلکه براساس مسئولیتها و موقعیتهای مالی، روحی و روانی وضع کرده است. مسئله ارث بردن زنان به صورت نصف مردان به دلیل ناقص بودن یا کمی شخصیت زن نیست بلکه اسلام به دلیل جامع نگری، این حکم را داده است. اسلام احکام ارث را براساس مرد یا زن بودن (عامل جنسیت مثل دیگر ادیان) وضع نکرده است بلکه براساس مسئولیتها و موقعیتهای مالی، روحی و روانی وضع کرده است. مسئله ارث بردن زنان به صورت نصف مردان به دلیل ناقص بودن یا کمی شخصیت زن نیست بلکه اسلام به دلیل جامع نگری، این حکم را داده است. دین مبین اسلام کامل ترین دین است «إن الدین عندالله الإسلام بدرستیکه دین و شریعت نزد خدا فقط اسلام است» (سوره آل عمران/آیه 19) پس با این وجود نباید به احکام اسلام اینگونه خرده بگیریم که چرا ارث دختر نصف پسر است زیرا این نوع خرده گیری طریق کج فهمان است. و علاوه بر آن در اسلام شخصیت انسانی زنان برابر با مردان است و چه بسا در خیلی از آیات و روایات بر نوع رفتار صحیح با دختر و زن سفارشات موکدی صورت گرفته است. حال آنکه در دیگر تواریخ و ادیان رفتار ناپسندی با زنان داشته اند و دارند. مثل رومیان با آن تاریخ درخشانشان، زن را یکی از اموال مرد می دانند و زن همیشه در تملیک مرد بوده است و آنها را موجودات ناقصی می دانند. و حتی دختران و زنان از ارث محروم بوده اند. در تمدن یونان هم وضع به همین منوال است و در هند هم به همین ترتیب و هرگاه متوفی جز دختر فرزند دیگری نداشته باشد، باید دختر را مکلف به تولید پسر کرده تا آن پسر بتواند وارث جد مادری خود باشد.(1) وضعیت زن در میان اعراب جاهلیت از همه جا اسف‏انگیزتر بود. زن در میان آنان، مانند کالا خرید و فروش مى‏شد و از هرگونه حقوق اجتماعى و فردى، حتى ارث به طور کلى محروم بود. در حقوق اروپایى بنا به اصل همخونى هر کس که از نظر خون به متوفى‏ نزدیکتر باشد، به تنهایى ارث مى‏برد و دیگران را از ارث محروم مى‏سازد. در انگلستان نیز تا چندى قبل، تمامى اموال پدر، فقط به پسر ارشد منتقل مى‏شد و اگر فرزند ارشد پسر نداشت، ارث منحصر به فرزندان ذکور (پسر) بود. در تمدن ایران باستان، زن جزئى از اموال و دارایى متوفى به شمار مى آمد. میان آریایى ها محرومیت دختر از ارث، یک قاعده بود؛ ولى هرگاه پدر مى مرد و دختر ازدواج نکرده بود، مى توانست به اندازه نصف سهم پسر از ترکه پدرش برخوردار گردد. در این نظام -با توجه به این که نکاح با محارم و تعدد زوجات رایج بود- بسیار اتفاق مى افتاد که از میان زنان، زنى که بیشتر از دیگران محبوب شوهر بود، به عنوان یکى از پسران وى پذیرفته شده و تمامى اموال شوهر به او تعلق مى گرفت و بقیه زنها، از ارث محروم بودند. همچنین در تمدن ایران باستان به دخترانى که شوهر کرده بودند نیز به جهت این که مال پدر به خارج از خانواده منتقل نشود، ارث نمى دادند؛ ولى به دخترانى که هنوز ازدواج نکرده بودند، به اندازه نصف سهم پسر ارث مى دادند. بنابراین، اگر دخترى ازدواج مى کرد (مشروع یا نا مشروع)، از پدر یا کفیل خود ارث نمى برد.(2) در شریعت یهود، اصل کلى مبتنى بر محرومیت زنان از ارث بود. از تورات، چنین برداشت مى‏شود که تا وقتى فرزند پسر وجود داشته باشد، دختر ارث نمى‏برد و چنانچه براى متوفى پسرى ‏نباشد، ارث او به دخترانش مى‏رسد. در آئین مسیحیت نیز قانون تورات معتبر است. با تمامی این تفاسیر و تعاریف از دیگر ادیان، اسلام احکام ارث را براساس مرد یا زن بودن (عامل جنسیت مثل دیگر ادیان) وضع نکرده است بلکه براساس مسئولیتها و موقعیتهای مالی، روحی و روانی وضع کرده است. به این ترتیب در نظام حقوقی اسلام به دلیل یکسری وظایف و مسئولیت های اقتصادی و اجتماعی که بر گردن مردان نسبت به زنان نهاده شده است، از قبیل نفقه زن و فرزند، پرداخت مهریه (چرا که اسلام مهریه و نفقه را امری لازم و موثر در استحکام زناشویی و تأمین آسایش خانوادگی و ایجاد وحدت میان زن و شوهر می شناسد و اگر مهریه و نفقه الغا شود به ضرر مرد است خصوصاً اینکه ندادن نفقه موجب تزلزل اساس خانواده و کشیده شذن زن به سوی فحشا می گردد)، تأمین هزینه و مخارج زندگی زن هنگامی که در عده به سر می برد، شرکت در جهاد و رفتن به سربازی و هزینه سفر و سپردن نفقه خانواده در آن ایام به دست زن و فرزندان، پرداخت دیه، پرداخت مخارج نزدیکان تهیدست (همچون مادر و پدر و خواهر و....) البته در برخی موارد برای مرد، سهمی دو برابر زن در نظر گرفته شده است و در برخی از موارد هم سهم الإرثش بیشتر از مرد است مانند: موردی که میت غیر از پدر و دختر وارث دیگری نداشته باشد که در اینجا پدر یک ششم می برد و دختر بیشتر از آن و علاوه بر این موردی که میت دارای نوه باشد و فرزندان وی در زمان حیات او مرده باشند که در اینجا نوه پسری سهم پسر را می برد و نوه دختری سهم دختر را، یعنی اگر نوه پسری دختر باشد و نوه دختری پسر باشد نوه پسری بیشتر ارث می برد. امام رضا (علیه السلام) در پاسخ به این سۆال فرمودند: «زن وقتی که شوهر کرد، مالی به عنوان مهر می گیرد و هزینه زندگی بر عهده مرد است و مرد باید نفقه و سایر مخارج زن را بدهد، ولی بر عهده زن چیزی نیست، از این جهت حق مرد بیشتر است.»(3) امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:« علتش این است که اسلام سربازی را بر زن واجب نکرده است و مهر و نفقه را بر مرد لازم شمرده. از جرائم اشتباهی که خویشاوندان مجرم باید دیه را بپردازند، زن از پرداخت دیه و شرکت با دیگران معاف بوده است.»(4) علاوه بر مطالب فوق چون دختر هم یک ارث از پدر خویش می برد و در منزل همسرش هم از مهریه و هم از نفقه بهره می برد پس در ارث بردن از پدر خویش نصف پسر ، ارث می برد حال آنکه زیبایی اسلام در اینجا نمایان می گردد که چه موشکافانه مسائل را مورد بررسی قرار می دهد و چه عادلانه قوانین را وضع کرده است. پی نوشتها: 1. زن از نظر حقوق اسلامى، صفحه151. 2. تاریخ اجتماعى ایران از زمان ساسانیان تا انقراض امویان، صفحه42. 3. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، جلد17، صفحه437. 4. المیزان فی تفسیرالقرآن، علامه طباطبایی، جلد4، صفحه360. منابع: وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، جلد17 المیزان فی تفسیرالقرآن، علامه طباطبایی، جلد4 زن از نظر حقوق اسلامى تاریخ اجتماعى ایران از زمان ساسانیان تا انقراض امویان تبیان جام نیوز

:: بازدید از این مطلب : 1513
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 25 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala
بازی‌های رایانه‌ای در راستای تخریب فرهنگ، برای تحقّق بخشیدن به آرمان غربی‌ها، راهی بازارهای کشورهای مسلمان شده؛ محصولاتی که پس از استفاده از آنها، شخص از هویّت و فرهنگ خود دل‌زده می‌شود. اهمّیت مسئله ظهور و لزوم آمادگی فکری و عملی منتظران از جمله حقایقی است که بر هیچ شیعه منتظری پوشیده نیست و نگاهی گذرا به عملکرد رسانه‌های جهانی در کشورهای غیرمسلمان، بیانگر جدّی گرفتن خطر اعتقاد به منجیّ و تبلیغات وسیع تخریبی در جهت نفی و خرافاتی نشان دادن اعتقاد به منجیّ به طور عام و برنامه‌ریزی گسترده پیرامون مسئله مهدویّت در جهت زدودن حسّ عمیق انتظار و مهدی‌ستیزی، به طور خاص است. بازی‌های رایانه‌ای و اینترنت در تخریب فرهنگ مهدویّت زمانی کلوپ‌ها جایگاه مشخّصی داشتند و افراد معدودی به آن مکان‌ها مراجعه می‌کردند؛ امّا امروزه کامپیوتر در درون خانه‌ها، تلفن‌های همراه و ... همه وسایلی هستند که لحظه‌ای افراد را تنها نمی‌گذارند. بازی‌ها در نظر اوّلیه، یک سرگرمی است؛ ولی دقّت در نماد‌ها، محتوا و پیام‌های آنها به خوبی ما را به خطری که از ناحیه بازی‌ها ـ به صورت مستقیم یا غیرمستقیم ـ به افراد منتقل می‌گردد، واقف می‌سازد. امروزه درصد زیادی از مردم جهان، اعمّ از کودک، نوجوان، جوان و ... به انواع بازی‌های رایانه‌ای مشغول و سرگرم می‌باشندکه این محصولات نیز مانند دیگر آثار هنری، فرهنگی، نجات‌بخشی و برتری غرب و بی‌هویّتی، خرافه‌گویی، خشونت و وحشی‌گری دیگران را می‌رسانند. منجیّ موعود در بازی‌های رایانه‌ای، همان کسی نیست که شیعیان او را مهدی، مسیحیان او را عیسی، زرتشتیان او را سوشیانت و قوم‌های دیگر او را با نام‌های دیگر می‌خوانند. بسیاری از بازی‌های رایانه‌ای در راستای تخریب فرهنگ، در قالب محصولات فرهنگی غربی، برای تحقّق بخشیدن به آرمان غربی‌ها، یعنی سیطره غرب بر اسلام، راهی بازارهای کشورهای مسلمان شده است؛ محصولاتی که پس از استفاده از آنها، شخص از هویّت و فرهنگ خود دل‌زده می‌شود. این بازی‌ها بیشتر، سرمایه اجتماعی جهان اسلام و تشیّع را هدف گرفته‌اند. مقام معظّم رهبری می‌فرماید: بازی‌های رایانه‌ای به شوالیه‌های مجازی قدرتمند و جذّاب ناتوی فرهنگی و جنگ صلیبی غرب تبدیل شده‌اند که در حال تخریب و تغییر تدریجی ارزش‌ها و هنجارهای انقلاب اسلامی و جهان اسلام هستند. این شوالیه‌های رایانه‌ای در جنگ‌های صلیبی قرن جدید بدون هیچ‌گونه حسّاسیّتی، تا عمق خانه‌هایمان نفوذ کرده‌اند و ما در بی‌خبری، با آغوش باز به استقبال آنها رفته‌ایم و هزینه‌هایی برای آنها می‌دهیم. برخی بازی‌های رایانه‌ای با محتوای صهیونیستی و آمریکایی طرّاحی شده و اسلام‌ستیزی و مهدی‌ستیزی در شکل، فرم و محتوای آنها موج می‌زند و کودکان در گیرودار خشونت بازی‌ها شلیک خود را به سمت سربندهایی با نام‌های مقدّس به طرف مسلمانان متوجّه کرده و به مراحل بالاتر صعود می‌کنند. بعد از کنفرانس تلآویو6 (1365 هـ . ش.) یک بازی رایانه‌ای به نام «یا مهدی» ساخته شد که اسم اصلی‌اش Persian Gulf Inferno (جهنّم خلیج فارس) است ـ کودک چنان شرطی می‌شود که با شنیدن الله اکبر و یامهدی تیراندازی می‌کند و بالأخره در روح کودک، بذر نفرت از این دو واژه کاشته می‌شود تا روزی استکبار بتواند از محصول آن فایده برد.7 تقسیم‌بندی بازی‌های رایانه‌ای در زمینه آخرالزّمانی الف) القای آخرالزّمان تکنولوژیک: یک منجیّ شجاع در قالب بازی "ماتریکس"8 (برای فیلم ماتریکس Enter The Matrix) ساخته شده است. در این بازی کاربر به همراه یک گروه از آرمان شهری به نام زایون (Zion) وظیفه نجات جهان را از دست انسان نماها به عهده می‌گیرد.9 ب) در القای آخرالزّمان تخیّلی: به طوری‌که موجودات ناشناخته فضایی زمین، نسل بشریّت را به مخاطره انداخته، این بار یک منجیّ بسیار دانا با قدرت ماورایی انسانی به مبارزه با این موجودات می‌پردازد؛ به عنوان مثال در بازی «سام ماجراجو» کاربر، به عنوان یک منجی در نقش سام استون ظاهر می‌شود. سام به خاطر شجاعت فوق‌العادّه‌اش در مبارزه با این موجودات، به اسطوره‌ای تبدیل شده و به کمک ماشین زمان به گذشته برمی‌گردد تا جنگ علیه این یاغیان را به نفع بشریّت تمام کند؛ ج) القای آخرالزّمان دینی: در این نوع آخرالزّمان انسان‌های شیطان‌صفت در قالب گروه‌های تروریستی قصد گرفتن قدرت و نابودی تمامی عناصر پاک و خدایی را دارند و کاربر در این نوع بازی، به عنوان منجی و در نقش جاسوسی خبره و با ایمان، یا سربازان ماهر و معتقد (عمدتاً سربازان از ارتش آمریکا و انگلیس) به عنوان پلیس صلح جهانی ظاهر شده و به مبارزه با دشمنان بشریّت می‌پردازند. در بازی‌هایی مانند "اسلحه مرگبار"، "گروه ضربت" و "بازگشت به قلعه یی ولفن اشتاین" از این قبیل هستند یا بازی «دلتافورس»10 (Delta Force) که در این بازی، دشمن در قالب چهره‌ای عربی و گاه فارسی با تکلّم جملاتی مانند: حاجی یکی دارد می‌آید و ... ظاهر شده و بر روی جعبه‌های دشمن نمادهایی اسلامی چون: "لااله الاالله"، "محمّد رسول الله" و آرمی شبیه آرم آستان قدس رضوی که متأسّفانه کودک و نوجوان ما با علاقه، تحت تأثیر این بازی‌ها قرار می‌گیرند.11 با این مطالب عنوان شده در خصوص بازی‌های رایانه‌ای دیگر نمی‌توان آنها را تنها به عنوان ابزار جذّاب برای تفریح و سرگرمی کودکان نگاه کرد؛ بلکه باید به آنها از دید دشمنان تفکّر اسلامی نگریست و با تولید جانشین‌های مناسب با این‌گونه بازی‌ها، با توجّه به عمق منابع ملّی و مذهبی به مبارزه با آنها پرداخت. از جمله شیوه‌های مقابله دشمن با فرهنگ مهدوی و ایجاد چالش در این زمینه استفاده و بهره‌گیری از عرصه اینترنت و وب می‌باشد. سایت‌ها به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم در برابر فرهنگ صحیح مهدویّت موضع می‌گیرند و مطلب می‌نگارند. منظور از مقابله غیرمستقیم تقابل با فرهنگ مهدوی، از طریق نفی اصول و پایه‌های اسلام و مذهب شیعه دوازده امامی است که در حقیقت پشتوانه و تثبیت‌کننده این تفکّر هستند؛ مانند سایت‌های ضدّ تشیّع و فرق ضالّه. مقابله مستقیم، به تقابلی اطلاق می‌شود که هدف آن، مستقیماً معارضه با تفکّر مهدوی است. از جمله تأثیرگذارترین ابزارهای رسانه‌ای دیجیتال در همه دنیا که در همه خانه‌ها، دسترسی به آن آسان است، اینترنت می‌باشد. از جلمه سایت‌های اینترنتی که به عنوان هجمه‌های مجازی دشمنان قلمداد می‌گردند، می‌توان به موارد زیر اشاره نمود. 1. سایت‌های وهّابیت: وهّابیت به دلیل پشتیبانی‌های سیاسی وسیعی که از آن می‌شود، بیشترین هجوم خود را به فرهنگ اصیل شیعه وارد می‌آورد و در راستای چالش مهدویّت، شبهات مرتبط با مهدویّت در تیراژ وسیع و در قالب کتاب، نشریه، لوح فشرده و... توسط وهّابیون در مناطق شیعه‌نشین توزیع می‌گردد. 2. سایت‌های بهائیّت: بهائیّت که سابقه تشکیل آن حدوداً صد و پنجاه سال است، با کمک انگلیس، اسراییل و صهیونیست‌ها توانسته از نظر مادّی و تبلیغاتی پیشرفت زیادی نماید. بهائیّت از برداشت ناصحیح از آموزه مهدویّت ریشه گرفته است. بنابراین نمونه‌هایی از تهاجم‌های آنان در برابر تفکّر مهدوی، در سایت‌ها منتشر می‌گردد. 3. سایت‌های عرضه کننده تفکّرات غلط درباره مهدویّت: این‌گونه سایت‌ها آگاهانه یا ناآگاهانه به رواج برداشت ناصحیح خود از فرهنگ مهدوی می‌پردازند و در این زمینه، از تعلّقات شیعیان به مهدی(عج) بهره می‌گیرند؛ یک دسته از این سایت‌ها در بردارنده تفکّرات و شیوه‌های غلط ارتباط با حضرت و تبلیغ وسیع ملاقات‌ها، مشاهده‌ها، کرامت‌ها، خواب‌ها و موارد دیگر است که تأثیر مخرّب این برداشت‌ها در صورت نبود پشتوانه صحیح عقیدتی، قابل اغماض نیست. دسته دیگر، سایت‌هایی هستند که بدون ارائه بحث‌های تخصّصی حدیثی و علمی، به تطبیق شرایط کنونی با شرایط هنگام ظهور می‌پردازند و زمانی را برای ظهور مشخّص می‌کنند. سایت‌هایی مانند "آرمگدون نیوز" (اخبار آرمگدون) هر روز ده‌ها صفحه مطالب را به صورت خبر در مورد آخرالزّمان عرضه می‌کند که کاملاً اخبار غریبه است. تیمی در این سایت وظیفه دارد با رصد وقایع مختلف جهان، آنها را به وقایع آخرالزّمان ربط دهد. یا سایت "آرمگدون الرت" (هشدار آخرالزّمان) به مراتب، افراطی‌تر از سایت قبلی است که این سایت به گونه‌ای اخبار خود را درج می‌کند که گویا فردا آخرالزّمان است و زمان ظهور مسیح(ع) فرارسیده است. به طور کلّی این سایت‌ها از پشتوانه مهدویّت‌ستیزان صهیونیستی و غربی برخوردار هستند. یکی از راه‌های مؤثّر مقابله با این هجوم‌های مجازی، تقویت عقاید و باورهای دینی، به ویژه در مورد ولایت و مهدویّت است و ایجاد سایت‌های جامع پویا، به روز و چندزبانه درباره آموزه مهدویّت به منظور تبیین این آموزه، مؤثّر می‌باشد. راهکارهای مقابله و ایستادگی در برابر مهدی‌ستیزی در مقابل روحیّه استکباری که هم در دوران غیبت و هم در دوران ظهور، مهم‌ترین عامل دشمنی و ستیز با امام است، می‌بایست به کارهایی مانند شناسایی اهداف و راهکارهای دشمن و آگاهی‌سازی افراد و جوامع نسبت به این امر، مقاومت و مقابله در مقابل توطئه‌ها و تحرّکات دشمن پرداخت. با ترمیم، تبیین و ایجاد اعتمادسازی باید حربه تخریب دشمن را خنثی نمود و با روشنگری و خرافه‌زدایی برای تعمیق ایمان و اعتقادات مردم گام برداشت و توطئه تحریف را ریشه‌کن نماییم. اثبات اصل مهدویّت در یک محفل علمی با مخاطبانی که اهل علم و اهل تفکّر و استدلالند، جزء آسان‌ترین کارهاست و در این هیچ تردیدی نیست. ایمان و اعتقاد مردم هم خوب است؛ منتها تعمیق این ایمانی که مردم به امام زمان(ع) دارند، کار بسیار ظریفی است. بخش مهمّ کار ایجاد مراکز تخصّصی مهدویّت این است که عشق، محبّت و سوز و گدازی که مردم به طور طبیعی نسبت به حضرت دارند، در سطح عموم و به خصوص جوانان، با یک نگاه عالمانه و آگاهانه همراه نمایند. یک راهکار مناسب این است که فرقه‌ها و جریانات انحرافی را معرفی و ضعف‌ها و نواقص نظام‌هایی چون لیبرال دمکراسی و ... را بازگو نماییم و با ارائه استراتژی‌ای مطابق با روایات درمقابل استراتژی‌های دیگر گام برداریم و در خصوص تعمیق و تبیین اندیشه مهدویّت تلاش نماییم. منبع: موسسه موعود

:: بازدید از این مطلب : 1292
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 25 مرداد 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

 

خدایا! چیزی خیلی زیاد از ارزش های آدمیزاد کم کرده است؛ نیامدن بقیه الله را می گویم! غیبت را! تو هنوز مابقی خودت را به ما بدهکاری… بقیه الله را بفرست او را، خدایا! . . .

 

باختیم… این بار اما واقعا، واقعا واقعا چیزی از ارزش های بازیکنان مان کم نشد! تا پیش از این بازی، تعارف بود هر وقت می گفتیم؛ "باختیم، اما چیزی از ارزش های بازیکنان مان کم نشد!" باختیم… اما بیش از آرژانتین، و حتی مسی، به داور کوری که پنالتی به آن واضحی را نگرفت! به داور کوری که راه به راه جلوی بازیکنان ما "سبز" می شد! به داور کوری که بیشتر از ماسکرانو، نقش هافبک دفاعی را برای آرژانتین بازی کرد! غلط نکرده باشم؛ فیفا، روی چشم داور صرب، خالکوبی کرده بود! از همان خالکوبی های معروفش! مسبوق به سابقه اش!

باختیم… اما حقا که ما در والیبال، برزیل، ایتالیا و… را بسی مردانه تر بردیم تا آرژانتین با همه ستارگانش، ما را در فوتبال! البته همه ستاره های آرژانتین نبودند، چرا که… چرا که دیگوی بزرگ از روی سکوها، و نه در میدان مسابقه، به مصاف آمده بود! باختیم… اما مارادونا شاهد بود که مسی، جز آن گل لعنتی، چگونه در بین پسران ایرانی، به عز و جز افتاده بود! آقای دیگو! سوت این پنالتی که البته زده نشد، دیگر «دست خدا» نبود! «دست فیفا» بود؛ ناجور!
"جمهوری اسلامی ایران". مدت هاست که دنیا در برابر اقتدار این نام، سر تعظیم فرود آورده. دنیا بگوید؛ "ورزش؟" والیبال را نشانش می دهم، کشتی را، وزنه برداری را، حسین رضازاده را، همین هد رویایی اشکان را در همین بازی چند ساعت پیش! اما اگر دنیا مشخصا بگوید؛ "فوتبال؟" خوشحالی بی حد و حصر مسی را نشانش می دهم بعد از گل دقیقه 91، نه به برزیل و آلمان و…، بلکه به ایران! آ…ه! مسی را هرگز این همه شاد ندیده بودم! آری، من به توی دنیا نشان می دهم که آن صحنه پنالتی بود! و باز هم به تو نشان می دهم تحسین همه غول های فوتبال را از بازی حماسی ایران! توی دنیا اگر بگویی؛ "علم؟" از نانو تا هسته ای، و از پزشکی تا ملی ترین سلول های مغز پروفسور سمیعی را دارم که برایت رو کنم! توی دنیا اگر بگویی؛ «تلاش در راه دانش؟» قطرات خون احمدی روشن را به رخت می کشم، آرمیتا را! توی دنیا اگر بگویی؛ «قربانی تروریسم؟» باز همین ها را! و باز، کف پای رئیس جمهور شهید را در صحن سازمان ملل برایت نشان می دهم! توی دنیا اگر بگویی؛ «ایستادگی؟» عصای امامم را نشانت می دهم، چفیه خامنه ای را، و شکوه و عظمت یک ملت را. توی دنیا اگر بگویی؛ «شهید؟» چمران را نشانت می دهم! و اگر بگویی؛ «شهادت؟» اصلا «کتیبه محتشم» را نشانت می دهم! تو میدان را معین کن؛ قهرمانش با من! و نشان دادن بچه های سیه چهره آفریقایی که هنوز نام بلند «خمینی» را برای شان می گذارند، با من! اصلا چطور است از جام جهانی بکشی بیرون و میدان سیاست یعنی میدان جنگ را نشانم دهی؟… تا من برایت بگویم داستان مردی به نام «قاسم سلیمانی» را! «اسد» ایرانی نیست، اما به او می نازد، «سیدحسن» هم حتی! آهای دنیا! هر وقت حلقومت دلتنگ یک شعار اساسی شد، «مرگ بر آمریکا»ی من، تقدیم تو باد! این شعار مادران چشم به راه سرزمین من است! گیسوسپیدکرده های منتظر! منتظر یک پلاک! آهای دنیا! فریاد ملت ایران، از آن تو باد! که همین گونه هم هست! و تو همین فریاد اورژینال را سرمی دهی، به تاسی از ملت ایران! ملت قهرمان ایران! آخر آخر آخر حرف همین تظاهرکنندگان برزیلی هم که با همه عشق شان به فوتبال، عدل و داد را عاشق ترند، مرگ بر کسانی است که می خواهند زندگی آدمی را پای زندگی شیطان و شیطان بزرگ قربانی کنند. آهای دنیا! دیر یا زود جام جهانی تمام می شود، اما آنچه باقی می ماند، فریاد توست در جست و جوی عدل و داد. قهرمان واقعی را بچسب! مردی از تمام ملت ها! مردی برای همه! جام جهانی بسیار بالا رفته، اما این جام عدالت است که باید در دستان آدمی… آدمیزاد بدرخشد! بر گوش این همه ناداوری، عاقبت ابرمردی خواهد آمد و سیلی خواهد زد… آخر خدا شاهد است که این حق آدم است که خورده شده… دیروز در سوریه، امروز در عراق، دیروز در کجا، امروز در کجا… آهای دنیا! فردا از آن توست… و جام هم، اگر که بلندتر فریاد برآوری! اگر که بدانی در سکوت مردمک چشم پسری به نام «علیرضا» چه فریادی نهفته است!
خدایا! چیزی خیلی زیاد از ارزش های آدمیزاد کم کرده است؛ نیامدن بقیه الله را می گویم! غیبت را! تروریست ها، الباقی شیطان بزرگ اند، اما تو هنوز مابقی خودت را به ما بدهکاری… بقیه الله را… بفرست او را… خدایا! این جام ها، و هزاران از این جام ها، با این همه ناداوری ها، کام بشریت را سیراب نمی کند. خدایا! گذشت دوره ای که توپ گرد، سرگرم مان کند. می بینی! ما حتی از زمین فوتبال هم دنبال آن زمینی می گردیم که تو وعده اش را به "عدل و داد" داده ای… و آن روز بیشتر می چسبد خواندن این سرود؛ «سر زد از افق، مهر خاوران..."
منبع: یادداشتی به قلم حسین قدیانی

 

شبستان



:: بازدید از این مطلب : 1196
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 04 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

راهبرد عملیاتی پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران، که مطابق موازین شناخته‌ شده‌ی بین‌المللی بوده و تاکنون بارها از سوی کشورمان مطرح گردیده است، حل مسئله‌ی فلسطین از طریق حق تعیین سرنوشت صاحبان اصلی آن است.

 
  •  

مسئله‌ی قدس و فلسطین را می‌توان مسئله‌ی اول جهان اسلام و همچنین مهم‌ترین موضوع سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دانست. نگاهی به تحولات و مناسبات بین‌المللی، به‌روشنی تأثیر مستقیم این مسئله را در معادلات و روابط دولت‌ها و نظام بین‌الملل نشان می‌دهد.

در این میان، جمهوری اسلامی ایران نقش فعال و مسئولانه‌ای در خصوص مسئله‌ی قدس شریف و سرزمین فلسطین ایفا کرده است و رویکرد نظام اسلامی بر کسی پوشیده نیست.

ناگفته پیداست که رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، در جایگاه ولی امر مسلمین، نقشی راهبردی در پیگیری مسئله‌ی فلسطین و راهبری امت اسلامی در مبارزه با موجودیت غاصب صهیونیستی داشته و سیاست‌ها و جهت‌گیری‌های کلان نظام اسلامی را نیز بر همین اساس تنظیم می‌نمایند. از این رو، می‌توان راهبردهای کلان مسئله‌ی رهایی قدس شریف و نجات ملت مظلوم فلسطین را در کلام معظم‌له جست‌وجو کرد.

هدف نهایی، نابودی اسرائیل

در چارچوب هدف‌گذاری کلان انقلاب اسلامی، مسیر قطعی رهایی قدس و حل مسئله‌ی فلسطین، در گرو نابودی رژیم صهیونیستی است. هدفی که در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی از سوی امام امت اعلام گردید و رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بر آن تأکید نموده‌اند:

«در مسئله‌ی فلسطین، آنچه که هدف است، استنقاذ فلسطین است؛ یعنی محو دولت اسرائیل. فرقی بین سرزمین‌های قبل از سال 67 و بعد از آن نیست. هر یک وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانه‌ی مسلمین است. هر حاکمیتی غیر از حاکمیت مردم فلسطین و حاکمیت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است. حرف، همانی است که امام راحل عظیم‌الشأن فرمود:

اسرائیل بایستی محو بشود. یهودی‌های فلسطین، اگر دولت اسلامی را قبول می‌کنند، در آنجا زندگی کنند. بحث، بحث یهودی‌ستیزی نیست. مسئله، مسئله‌ی غصب خانه‌ی مسلمین است.» (13 آذر 1369)

هدف‌گذاری یادشده در نهایت چارچوب کلی راهبردهای جمهوری اسلامی ایران را نشان می‌دهد و البته مسئله‌ای دور از واقعیت‌ها نیست و بلکه قابل تحقق است. به تعبیر امام خامنه‌ای،

«نظر ما نسبت به مسائل فلسطین روشن و واضح است. ما راه‌حل فلسطین را نابودی رژیم اسرائیل می‌دانیم. نگویند نمی‌شود؛ نمی‌شود در دنیا نیست. همه چیز شدنی است. همه‌ی کوه‌های عظیمی که مانع راه حرکت انسان‌ها باشد، برداشتنی است. چهل سال گذشته است، اگر چهل سال دیگر هم بگذرد، عاقبت دولت اسرائیل نابودشدنی است و باید نابود بشود. تا چند صباح قبل از این، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که ابرقدرت شرق این‌گونه متلاشی بشود.» (28 مرداد 1370)

راهبردهای نجات فلسطین

همان‌گونه که اشاره شد، مبارزه تا نابودی رژیم اشغالگر قدس، جزء سیاست‌های کلان انقلاب و نظام اسلامی است، اما این مبارزه نیاز به عزمی فراگیر در همه‌ی امت اسلامی و آزادگان جهان دارد. از این رو، رهبر معظم انقلاب برآن بوده و هستند تا خط مبارزه و مقاومت در جهان اسلام و مستضعفین نهادینه و جریان‌سازی گردد.

معظم‌له خط کلی مقاومت و مبارزه با موجودیت نامشروع صهیونیستی را در دو محور کلی خلاصه می‌نمایند:

الف) زندانی کردن رژیم غاصب در درون مرزهای سرزمین اشغالی و تنگ کردن فضای تنفس اقتصادی و سیاسی آن و گسستن پیوندهای آن با محیط پیرامونش.

ب) تداوم بخشیدن به مقاومت و مبارزه‌ی ملت فلسطین در داخل کشورشان و رساندن هرگونه کمکی که به آن نیاز دارند، تا تحقق پیروزی نهایی.» (4 اردیبهشت 1380)

با توجه به محورهای کلی حرکت مقاومت می‌توان راهبردهای رهایی قدس را چنین برشمرد:

1. حمایت از مقاومت

حمایت از مقاومت مردم فلسطین در برابر اشغالگری، ابتدایی‌ترین اقدامی است که در جهت حل مسئله می‌توان به کار بست. این حمایت می‌تواند از جنبه‌های گوناگون مادی و معنوی انجام پذیرد. سیاست جمهوری اسلامی ایران نیز در طول 35 سال گذشته، بر همین مدار حرکت کرده است.

امام خامنه‌ای در تبیین این مهم می‌فرمایند: «این استقامت را، این روحیه را باید در مردم هرچه می‌توانید پایدار کنید... این مقاومت و مبارزه، متوقف است بر حفظ روحیه‌ی این مردم، حفظ امید این مردم، نگه داشتن مردم در صحنه. این، به نظر من، بزرگ‌ترین کاری است که مجموعه‌های فلسطینی و سازمان‌های فلسطینی، مبارزان فلسطینی باید انجام بدهند.» (8 آبان 1388)

به بیان معظم‌له، «این حمایت، بایستی وسیع و همه‌جانبه باشد. هم حمایت سیاسی، هم حمایت تبلیغاتی، هم حمایت اخلاقی و هم حمایت نظامی لازم است. هرچه ممکن بشود، لازم و تکلیف است. مسلمین دنیا ببینند، کدام‌یک از انواع این حمایت‌ها را می‌توانند بکنند. هرچه را که دانستند، تکلیف شرعی آن‌هاست و از آن نباید تخلف بکنند.» (13 آذر 1369)

بر این اساس، دولت جمهوری اسلامی ایران بدون هیچ‌گونه واهمه از فشارهای حامیان صهیونیست‌ها، حمایت آشکار خود از گروه‌های مقاومت را اعلام داشته است:

«ما آنجایی کهدخالتکنیم، صریح می‌گوییم. ما در قضایای ضدیتبا اسرائیلدخالتکردیم؛ نتیجه‌اش هم پیروزی جنگ 33روزه و پیروزی جنگ 22روزه بود. بعد از این هم هرجا هر ملتی، هر گروهی بارژیم صهیونیستی مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش می‌کنیم و هیچابایی هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است.» (14 بهمن 1390)

حمایت از مقاومت فلسطینی البته محدود به دولت‌ها هم نیست و آحاد مسلمین بایستی در آن مسئولانه نقش ایفا کنند: «همه‌ی ملت‌ها هم می‌توانند در اثرگذاری بر این قضیه تأثیر داشته باشند و در آن شرکت کنند. همه‌ی ملت‌های مسلمان می‌توانند کمک کنند. کمک مالی به فلسطینی‌ها، مخصوص به دولت‌ها نیست... امروز ملت فلسطین محتاج غذاست، محتاج داروست.

ملت فلسطین گدا نیست، آقاست، اما زیر سلطه‌ی دشمن است. همه موظف‌اند به آن کمک کنند. فرض بفرمایید اگر در همه‌ی دنیای اسلام (در کشور ما و کشورهای دیگر) هر فردی از افراد مردم فقط هزار تومان به مردم فلسطین کمک کند، ببینید چه اتفاقی می‌افتد! یک میلیارد هزار تومان، چه تأثیری در مردم فلسطین و زندگی مردم فلسطین می‌گذارد!» (16 فروردین 1381)

طبعاً رزمندگان مقاومت فلسطینی نیز بایستی در خط مقدم نبرد وظیفه‌ی اصلی خود را بشناسند و با دست یازیدن به دو اصل اساسی «توحید کلمه» و «کلمه‌ی توحید»، که نشان‌دهنده خط و جهت‌گیری کلی مقاومت است، در جهت رهایی قدس لحظه‌ای تعلل نورزند.

به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، «نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرت‌های مسلط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید. راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است؛ با توحید کلمه‌ی فلسطینیان و کلمه‌ی توحید که ذخیره‌ی بی‌پایان حرکت جهادی است.

ارکان این مقاومت، از سویی گروه‌های مجاهد فلسطینی و آحاد مردم مؤمن و مقاوم فلسطین در داخل و خارج آن کشورند و از سویی دیگر، دولت‌ها و ملت‌های مسلمان در سراسر جهان، به‌ویژه عالمان دینی و روشن‌فکران و نخبگان سیاسی و دانشگاهیان.

اگر این دو رکن مستحکم در جای خود قرار گیرند، بی‌شک وجدان‌های بیدار و دل‌ها و اندیشه‌هایی که افسون تبلیغات امپراتوری خبری استکبار و صهیونیسم، آن‌ها را مسخ نکرده، در هر نقطه‌ی عالَم به یاری ذی‌حق و مظلوم خواهند شتافت و دستگاه استکبار را در برابر طوفانی از اندیشه و احساس و عمل قرار خواهند داد.» (14 اسفند 1387)

2. فشار بر صهیونیست‌ها و حامیان غربی آنان

امت اسلامی امروز بر راهبردی‌ترین منابع و گذرگاه‌های راهبردی جهان مسلط است و این تنها بخشی از ابزارهایی است که جهان اسلام می‌تواند با بهره‌گیری از آن‌ها حق ملت مظلوم فلسطین را از دشمنان بازستاند. امام خامنه‌ای در این خصوص می‌فرمایند:

«از جمله کارهای مهمی که دولت‌های عرب می‌توانند بکنند این است که صادرکنندگان نفت از نفت استفاده کنند. این حرفی که غربی‌ها در دنیا به راه انداخته‌اند که از سلاح نفت استفاده نکنید، حرف درستی نیست. نفت مال ملت‌هاست و باید به سود خودشان از آن استفاده کنند.

آمریکایی‌ها از گندم و از محصولات غذایی به‌عنوان سلاح استفاده کردند؛ در خیلی جاهای دنیا هم می‌کنند. چرا کشورهای اسلامی و عربی این حق را نداشته باشند؟ یک ماه (فقط یک ماه) به‌صورت نمادین و سمبلیک، صادرات نفت را به همه‌ی کشورهایی که با اسرائیل روابط حسنه دارند قطع کنند.

امروز دنیا حرکت را (حرکت کارخانه‌ها)، روشنایی و انرژی را (انرژی برق) و حرارت را، که سه عنصر اصلی زندگی‌اش است، از نفت ما دارد. اگر نفت ما در اختیار آن‌ها قرار نگیرد، حرکت کارخانجات، روشنایی و حرارت متوقف خواهد شد. مگر این چیز کمی است؟ دولت‌های عرب به‌خاطر خودشان این کار را بکنند. یک ماه (نه اینکه دائم) به‌صورت نمادین به‌عنوان حمایت از ملت فلسطین این کار را بکنند، دنیا تکان می‌خورد.» (16 فروردین 1381)

طبیعی است که ملت‌های آزاده و مسلمان نیز از این‌چنین تصمیمات انقلابی و آزادی‌خواهانه حمایت خواهند کرد؛ چراکه ملت‌ها در قضیه‌ی فلسطین از دولت‌ها به‌مراتب جلوتر هستند. «کار دیگری که می‌توانند بکنند این است که تمام روابط و قراردادهای سیاسی و اقتصادی خودشان را با دولت صهیونیست قطع کنند و هیچ همکاری نکنند.

ملت‌های عرب از این خوشحال خواهند شد. ملت‌های عرب پشت سر آن دولت‌هایی قرار خواهند گرفت که این اقدام شجاعانه را بکنند. وای به حال آن دولتی که ملتش بفهمد از پشت سر با اسرائیل رابطه‌ی اطلاعاتی و امنیتی و غیره دارد! دولت‌های اسلامی هم موظف‌اند.

آن‌ها هم وظیفه‌شان کمتر از دولت‌های عربی نیست، چون این قضیه، قضیه‌ی عربی نیست. این قضیه فراتر از این‌هاست. یک قضیه‌ی انسانی و اسلامی است. دولت‌های اسلامی هم هر کدام که توانایی‌های نفتی و امثال آن را دارند، همین‌طور می‌توانند عمل کنند.» (16 فروردین 1381)

اقدام دیگری که تا حدی می‌تواند مؤثر واقع شود، فعال نمودن ظرفیت‌های بشردوستانه و بین‌المللی برای فشار به غاصبان صهیونیست است: «مجامع جهانی و سازمان ملل باید فعال شوند. این مجامع حقوق بشر که همیشه یا غالباً در خدمت هدف‌های استکباری‌اند، ولو یک‌بار هم شده، برخلاف خواسته‌ی دستگاه‌های استکباری، به نفع ملت‌ها وارد شوند؛ افکار عمومی را در دنیا به خودشان متوجه کنند، ظالم و متجاوز را محکوم و ملت مظلوم فلسطین را تأیید کنند.

اگر این فشارها انجام گیرد، طرح ایران در مورد فلسطین عملی خواهد بود و متجاوز مجبور خواهد شد. اگر دولت‌های عربی، دولت‌های اسلامی، ملت‌های مسلمان و مجامع جهانی، همه در این راه فعال شوند، آن کار، عملی است.» (16 فروردین 1381)

3.  حق تعیین سرنوشت

در نهایت راهبرد عملیاتی پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران، که مطابق موازین شناخته‌شده‌ی بین‌المللی نیز هست و تاکنون بارها از سوی کشورمان مطرح گردیده است، حل مسئله‌ی فلسطین از طریق حق تعیین سرنوشت صاحبان اصلی آن است. براساس این راهبرد، که از سوی امام خامنه‌ای مطرح گردید:

«همه‌ی فلسطینی‌ها، چه ساکنان کنونی آن و چه کسانی که به کشورهای دیگر رانده شده و هویت فلسطینی خود را حفظ کرده‌اند، اعم از مسلمان و مسیحی و یهودی، در یک همه‌پرسیِ عمومی، با نظارتی دقیق و اطمینان‌بخش شرکت کنند و ساختار نظام سیاسی این کشور را انتخاب نمایند و همه‌ی فلسطینیانی که سال‌ها رنج آوارگی را تحمل کرده‌اند، به کشور خود بازگردند و در این همه‌پرسی و سپس تدوین قانون اساسی و انتخابات، شرکت نمایند. آن‌گاه صلح برقرار خواهد شد.» (9 شهریور 1391)

این طرح در نهایت به نفع بشریت و ملت مظلوم فلسطین است و البته «طرحی روشن، منطقی و منطبق بر معارف سیاسیِ پذیرفته‌شده‌ی افکار عمومیِ جهانی» است.

براساس این طرح، صاحبان اصلی فلسطین (یعنی کسانی که خود و یا پدرانشان در سال‌های قبل 1948 و قبل از اشغال فلسطین در این سرزمین متولد شده‌اند) در یک همه‌پرسی براساس موازین رایج بین‌المللی در خصوص سرنوشت این سرزمین و دولت آینده‌ی آن تصمیم‌گیری خواهند کرد. «آن نظام و دولتِ برآمده‌ی از آن، پس از استقرار، تکلیف مهاجران غیرفلسطینی را، که در سالیان گذشته به این کشور کوچ کرده‌اند، معین خواهد کرد.» (9 مهر 1390)

هرچند این طرح مورد قبول همه‌ی وجدان‌های بیدار جهانی است، اما واضح است که صهیونیست‌های غاصب و حامیان غربی آنان، حاضر به پذیرش آن نیستند؛ چراکه در طول همه‌ی هفت دهه‌ی گذشته، تلاش نظام سلطه بر این بوده است که مانع شنیده شدن صدای ملت مظلوم فلسطین گردد و روشن است در صورت فرصت یافتن این ملت در تعیین سرنوشت خود، یک‌صدا رهایی فلسطین و نابودی اسرائیل غاصب را فریاد خواهند زد.

جالب اینجاست که حتی اگر برای مهاجران غیرقانونی صهیونیست که در سال‌های پس از 1948 خانه‌ها و زمین‌های فلسطینیان را غصب کرده‌اند، حقی قائل شویم، باز هم برتری ترکیب جمعیتی فلسطینیان باعث خواهد شد نتیجه‌ی همه‌پرسی به نابودی رژیم صهیونیستی منجر گردد. از این روست که در طی همه‌ی مذاکرات سازش در سه دهه‌ی گذشته، خط‌قرمز صهیونیست‌ها، بازگشت آوارگان فلسطینی بوده و به هیچ روی حاضر به پذیرش این مسئله نبوده و نیستند.

طبیعی است در شرایطی که اشغالگران صهیونیست به هیچ عنوان حاضر به پذیرش حق ملت فلسطین در تعیین سرنوشت خود نیستند، آن چیزی که می‌تواند معادله‌ی قدرت را در این سرزمین به نفع صاحبان اصلی آن تغییر دهد، تنها و تنها مقاومت است.

تجربه‌ی تاریخی سی سال گذشته و خصوصاً در جنگ‌های 33روزه، 22روزه و 8روزه نیز به‌خوبی نشان داد رهایی قدس شریف و نجات فلسطین تنها از مسیر مقامت و مبارزه‌ی بی‌امان و پشتیبانی تمام‌عیار امت اسلامی می‌گذرد.

محمدجواد اخوان

مدیر اندیشکده‌ی برهان

منبع: برهان



:: بازدید از این مطلب : 1067
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : چهارشنبه 04 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

گلچینی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد حضرت ولی‌عصر ارواحنا له‌الفداه

 
 
 

شعارهای انقلاب اسلامی محقق می‌شود/ خود را برای سربازی امام زمان آماده کنید/ فقط نشستن و اشک ریختن فایده ندارد!  پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir، گلچینی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در مورد حضرت ولی‌عصر ارواحنا له‌الفداه را منتشر کرده است.
 

* این، آینده‌ی قطعی شماست

ملت ایران به فضل پروردگار، با هدایت الهی، با کمکهای معنوی غیبی و با ادعیه‌ی زاکیه و هدایتهای معنوی ولیالله‌الاعظم ارواحنافداه خواهد توانست تمدن اسلامی را بار دیگر در عالم سربلند کند و کاخ با عظمت تمدن اسلامی را برافراشته نماید. این، آینده‌ی قطعی شماست. جوانان، خودشان را برای این حرکت عظیم آماده کنند. نیروهای مؤمن و مخلص، این را هدف قرار دهند.
دیدار ایثارگران 76.5.29
 
* قبل از فرج، آسایش و راحت‌طلبی و عافیت نیست!

قبل از دوران مهدی موعود، آسایش و راحت‌طلبی و عافیت نیست... ت. قبل از ظهور مهدی موعود، در میدانهای مجاهدت، انسانهای پاک امتحان میشوند؛ در کوره‌های آزمایش وارد میشوند و سربلند بیرون میآیند و جهان به دوران آرمانی و هدفىِ مهدی موعود(ارواحنافداه) روزبه‌روز نزدیکتر میشود؛ این، آن امید بزرگ است؛ لذا روز نیمه‌ی شعبان، روز عید بزرگ است.
دیدار با مردم قم 70.11.30
 
* حقیقت انتظار

انتظار، یعنی دل سرشار از امید بودن نسبت به پایان راه زندگی بشر. ممکن است کسانی آن دوران را نبینند و نتوانند درک کنند - فاصله هست - اما بلاشک آن دوران وجود دارد؛ لذا تبریک این عید - که عید امید و عید انتظار فرج و گشایش است - درست نقطه‌ی مقابل آن چیزی است که دشمن میخواهد به وجود بیاورد.

ما آن وقتی میتوانیم حقیقتاً منتظر به حساب بیاییم که زمینه را آماده کنیم. برای ظهور مهدی موعود(ارواحنافداه) زمینه باید آماده بشود؛ و آن عبارت از عمل کردن به احکام اسلامی و حاکمیت قرآن و اسلام است. اولین قدم برای حاکمیت اسلام و برای نزدیک شدن ملتهای مسلمان به عهد ظهور مهدی موعود (ارواحنافداه و عجّل‌اللَّه‌فرجه)، به‌وسیله‌ی ملت ایران برداشته شده است؛ و آن، ایجاد حاکمیت قرآن است؛
دیدار به مناسبت میلاد حضرت مهدی (عج) 76.9.25
 
* باید زمینه را آماده کنی

مسأله‌ی ولادت حضرت مهدی علیه‌الصّلاةوالسّلام‌وعجّل‌اللَّه‌تعالیفرجه‌الشّریف، از این جهت هم حائز اهمیت است که مسأله‌ی انتظار و دوران موعود را که در مذهب ما، بلکه در دین مقدّس اسلام ترسیم شده است - دوران موعود آخرالزّمان؛ دوران مهدویت - ما به یاد بیاوریم، روی آن تکیه کنیم و بر روی آن مطالعه و دقّت و بحثهای مفیدی انجام گیرد. شما باید زمینه را آماده کنی، تا آن بزرگوار بتواند بیاید و در آن زمینه‌ی آماده، اقدام فرماید. از صفر که نمیشود شروع کرد! جامعه‌ای میتواند پذیرای مهدی موعود ارواحنافداه باشد که در آن آمادگی و قابلیت باشد، والّا مثل انبیا و اولیای طول تاریخ میشود
در دیدار با پاسداران 68.12.10
 

شعارهای انقلاب اسلامی محقق می‌شود/ خود را برای سربازی امام زمان آماده کنید/ فقط نشستن و اشک ریختن فایده ندارد!


* دنیا را از عدل و داد پر میکند و ظلم را ریشه‌کن میسازد

خصوصیت مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالیفرجه‌وارواحنافداه) در نظر مسلمانان این است که: «یملأالله به‌الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا». عدل و داد، استقرار عدالت در جامعه، از بین بردن ظلم از سطح زمین، خصوصیت مهدی موعود است... ت. بشر به سمت آن چیزی حرکت میکند که مظهر آن، وجود مقدس مهدی(علیه‌الصلاةوالسلام‌و عجل‌الله‌تعالیفرجه‌الشریف) باشد و او کسی است که در احادیث متواتر وارد شده که دنیا را از عدل و داد پر میکند و ظلم را ریشه‌کن میسازد.
سخنرانی در خجسته سالروز ولادت امام زمان(عج)68.12.22
 
* باید در آن جهت تلاش و کار کنیم

ما که منتظر امام زمان هستیم، باید در جهتی که حکومت امام زمان(علیه الاف التحیة و الثناء و عجل‌الله تعالی فرجه) تشکیل خواهد شد، زندگی امروز را در همان جهت بسازیم و بنا کنیم. البته، ما کوچکتر از آن هستیم که بتوانیم آن گونه بنایی را که اولیای الهی ساختند یا خواهند ساخت، بنا کنیم؛ اما باید در آن جهت تلاش و کار کنیم.

مظهر عدل پروردگار، امام زمان(عج) است و میدانیم که بزرگترین خصوصیت امام زمان (علیه‌الصّلاةوالسّلام) - که در دعاها و زیارات و روایات آمده است - عدالت میباشد: «یملأ اللَّه به الارض قسطا و عدلا».

رابطه‌ی قلبی و معنوی بین آحاد مردم و امام زمان(عج) یک امر مستحسن، بلکه لازم و دارای آثاری است؛ زیرا امید و انتظار را به طور دایم در دل انسان زنده نگه میدارد.
دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمه‌ی شعبان 87.5.27


* مصداق وعده‌ی الهی

ما همین‌قدر میدانیم که وجود مقدس امام زمان، مصداق وعده‌ی الهی است. همین‌قدر میدانیم که این بازمانده‌ی خاندان وحی و رسالت، علم سرافراز خدا در زمین است. «السلام علیک ایها العلم المنصوب و العلم المصبوب و الغوث و الرحمة الواسعة وعدا غیر مکذوب».

...حجت خدا در بین مردم زنده است؛ موجود است؛ با مردم زندگی میکند؛ مردم را میبیند؛ با آنهاست؛ دردهای آنها، آلام آنها را حس میکند. انسانها هم، آنهائی که سعادتمند باشند، ظرفیت داشته باشند، در مواقعی به طور ناشناس او را زیارت میکنند. او وجود دارد؛ یک انسان واقعی، مشخص، با نام معین، با پدر و مادر مشخص و در میان مردم است و با آنها زندگی میکند. این، خصوصیت عقیده‌ی ما شیعیان است.
سخنرانی در سالروز میلاد امام عصر(عج) 69.12.11
 
* خواهد رسید...

دورانی خواهد رسید که قدرت قاهره‌ی حق، همه‌ی قله‌های فساد و ظلم را از بین خواهد برد و چشم‌انداز زندگی بشر را با نور عدالت منور خواهد کرد؛ معنای انتظار دوران امام زمان این است.
دیدار با مردم قم 70.11.30
 
* پیام انقلاب ما

بشریت که با عطش تمام منتظر امام زمان عج‌الله تعالی فرجه الشریف است و میخواهد مهدی موعود بیاید و چشم انتظار آن حضرت است، برای این است که او بیاید تا دنیا را از عدل و داد پر کند. این است آن پیامی که انقلاب اسلامی برای دنیا دارد و خودش هم متعهد و متکفل آن است.
دیدار با کارگزاران 71.10.17
 
* امیدی در دل بنی آدم

امام زمان علیه سلام‌الله، رمز عدالت و مظهر قسط الهی در روی زمین است. به همین جهت است که همه‌ی بشریت، به شکلی انتظار ظهور آن حضرت را میکشند... د. موضوع امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف، با این دید، نه مخصوص شیعه و نه حتی مخصوص مسلمین است. بلکه انتظاری در دل همه‌ی قشرهای بشر و ملتهای عالم است. امیدی است در دل بنیآدم؛ که تاریخ بشریت به سمت صلاح حرکت میکند. این امید، به بازوان قوت میبخشد، به دلها نور میدهد و معلوم میکند که هر حرکت عدالتخواهانه‌ای، در جهت قانون و گردش طبیعی این عالم و تاریخ بشر است.
دیدار مهمانان خارجی دهه‌ی فجر در روز نیمه شعبان 71.11.18
 
* تاثیر اعتقاد به ظهور حضرت

ملتی که به خدا معتقد و مؤمن و متکی است و به آینده امیدوار است و با پرده نشینان غیب در ارتباط است؛ ملتی که در دلش خورشید امید به آینده و زندگی و لطف و مدد الهی میدرخشد، هرگز تسلیم و مرعوب نمیشود و با این حرفها، از میدان خارج نمیگردد. این، خصوصیت اعتقاد به آن معنویت مهدی علیه آلاف التحیة والثناء است. عقیده به امام زمان، هم در باطن فرد، هم در حرکت اجتماع و هم در حال و آینده، چنین تأثیر عظیمی دارد. این را باید قدر دانست.
دیدار در روز میلاد پربرکت حضرت ولی عصر(عج) 74.10.17
 
* زندگی بشر هم از آن‌جا به بعد است!

دنیای سرشار از عدالت و پاکی و راستی و معرفت و محبت، دنیای دوران امام زمان است که زندگی بشر هم از آن‌جا به بعد است. زندگی حقیقی انسان در این عالم، مربوط به دوران بعد از ظهور امام زمان است که خدا میداند بشر در آن‌جا به چه عظمتهایی نایل خواهد شد.
خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران 79.1.26
 
* روز تحقق شعارها

شعارهایی که امام زمان علیه‌الصلاةوالسلام‌وعجل‌الله‌تعالیفرجه بر سر دست خواهد گرفت و عمل خواهد کرد، امروز شعارهای مردم ماست؛ شعارهای یک کشور و یک دولت است... . این شعارها یک روز تحقق پیدا خواهد کرد.
بیانات در سالروز میلاد خجسته‌ی امام زمان (عج) 79.8.22
 
* فقط نشستن و اشک ریختن فایده ندارد!

امام زمان ارواحنافداه با اقتدار و قدرت و تکیه بر تواناییای که ایمان والای خود او و ایمان پیروان و دوستانش، او را مجهز به آن قدرت کرده است، گریبان ستمگران عالم را میگیرد و کاخهای ستم را ویران میکند.
درس دیگر اعتقاد به مهدویت و جشنهای نیمه‌ی شعبان برای من و شما این است که هر چند اعتقاد به حضرت مهدی ارواحنافداه یک آرمان والاست و در آن هیچ شکی نیست؛ اما این آرمانی است که باید به دنبال آن عمل بیاید. انتظاری که از آن سخن گفته‌اند، فقط نشستن و اشک ریختن نیست.
دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم

انتظار به معنای این است که ما باید خود را برای سربازی امام زمان آماده کنیم ... سربازی منجی بزرگی که میخواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللی مبارزه کند، احتیاج به خودسازی و آگاهی و روشن‌بینی دارد... ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌ای نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا برای ظهور آن بزرگوار آماده شویم. اعتقاد به امام زمان به معنای گوشه‌گیری نیست... ت. امروز اگر ما میبینیم در هر نقطه‌ی دنیا ظلم و بیعدالتی و تبعیض و زورگویی وجود دارد، اینها همان چیزهایی است که امام زمان برای مبارزه با آنها میآید. اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را برای مبارزه با اینها آماده کنیم.

دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* بزرگترین وظیفه‌ی منتظران

بزرگترین وظیفه‌ی منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوی و اخلاقی و عملی و پیوندهای دینی و اعتقادی و عاطفی با مؤمنین و همچنین برای پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند. کسانی که در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شرکت میکردند، منتظران حقیقی بودند. کسی که وقتی کشور اسلامی مورد تهدید دشمن است، آماده‌ی دفاع از ارزشها و میهن اسلامی و پرچم برافراشته‌ی اسلام است، میتواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدانهای خطر قدم خواهد گذاشت. اما کسانی که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را میبازند و زانوانشان سست میشود؛ کسانی که برای مطامع شخصی خود حاضر نیستند حرکتی که مطامع آنها را به خطر میاندازد، انجام دهند؛ اینها چطور میتوانند منتظر امام زمان به حساب آیند؟ کسی که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینه‌های صلاح را آماده سازد و کاری کند که بتواند برای تحقق صلاح بایستد.
دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* یک حکومت صددرصد مردمی

...حکومت آینده‌ی حضرت مهدی موعود ارواحنافداه، یک حکومت مردمی به تمام معناست... امام زمان، تنها دنیا را پر از عدل و داد نمیکند؛ امام زمان از آحاد مؤمن مردم و با تکیه به آنهاست که بنای عدل الهی را در سرتاسر عالم استقرار میبخشد و یک حکومت صددرصد مردمی تشکیل میدهد
دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت نیمه‌ی شعبان در مصلای تهران 81.7.30
 
* ناظر است و میبیند!

امام زمان ناظر است و میبیند. انتخابات شما را امام زمان دید؛ اعتکاف شما را امام زمان دید؛ تلاش شما جوان‌ها را برای آذین‌بندی نیمه‌ی شعبان، امام زمان دید؛ حضور شما زن و مرد را در میدان‌های گوناگون، امام زمان دیده است و میبیند؛ حرکت دولتمردان ما را در میدان‌های مختلف، امام زمان میبیند و امام زمان از هر آنچه که نشانه‌ی مسلمانی و نشانه‌ی عزم راسخ ایمانی در آن هست و از ما سر میزند، خرسند میشود. اگر خدای نکرده عکس این عمل بکنیم، امام زمان را ناخرسند میکنیم. ببینید، چه عامل بزرگی است.
دیدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نیمه‌ی شعبان 84.6.29
 
* این معنی انتظار فرج است

معنای انتظار فرج به عنوان عبارة أخرای انتظار ظهور، این است که مؤمن به اسلام، مؤمن به مذهب اهل‌بیت(علیهم السلام) وضعیتی را که در دنیای واقعی وجود دارد، عقده و گره در زندگی بشر میشناسد... امام زمان (علیه الصلاة و السلام) برای اینکه فرج برای همه‌ی بشریت به وجود بیاورد، ظهور میکند که انسان را از فروبستگی نجات بدهد؛ جامعه‌ی بشریت را نجات بدهد؛ بلکه تاریخ آینده‌ی بشر را نجات بدهد. انتظار فرج یعنی قبول نکردن و رد کردن آن وضعیتی که بر اثر جهالت انسانها، بر اثر اغراض بشر بر زندگی انسانیت حاکم شده است. این معنی انتظار فرج است.
دیدار اقشار مختلف مردم به‌مناسبت نیمه‌ی شعبان 84.6.29

* دست قاهر قدرتمند الهی

...انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهی ملکوتی است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطره‌ی ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگی مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بنده‌ی واقعی خدا بکند. باید برای این کار آماده بود... انتظار معنایش این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن برای اینکه کار به خودی خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگی است... ت. انتظار فرج یعنی کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت برای آن هدفی که امام زمان (علیه الصلاة والسلام) برای آن هدف قیام خواهد کرد، آماده کردن. آن انقلاب بزرگ تاریخی برای آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگی انسانی، زندگی الهی، عبودیت خدا؛ این معنای انتظار فرج است.
دیدار اقشار مختلف مردم در روز نیمه‌ی شعبان 87.5.27



:: بازدید از این مطلب : 1144
|
امتیاز مطلب : 8
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
تاریخ انتشار : چهارشنبه 04 تیر 1393 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

hazrat zahra یکی از شبهاتی که اخیرا توسط جریان وهابیت در شبکه‌های ماهواری و سایت‌های اینترنتی آنان منتشر می‌شود این است که خانه‌های مکه و مدینه در صدر اسلام هیچ دری نداشته که آتش زده شود.

 

 

 

 شهادت حضرت زهرا (س) از جمله وقایع تاریخ اسلام است که دشمنان همواره در پی شبهه افکنی پیرامون آن بوده اند، در این میان بیشترین تلاش از آن وهابیت است، از این رو در گفتگو با حجت الاسلام سید محمدرضا طباطبایی، پژوهشگر ادیان و نویسنده کتاب "غمخانه فاطمه زهرا (س)" در خصوص یکی از شبهات وهابیت پیرامون شهادت حضرت صدیقه کبری (س) به گفتگو نشسته ایم که از مشروح آن می گذرد:

شنیده می شود که وهابیت مطرح می کند خانه های زمان صدر اسلام دری نداشت که به آتش کشیده شود و شیعه این بیانات را از خود ساخته و دامن می زنند؛ چطور می توان به این شبهه پاسخ داد؟
بله، یکی از شبهاتی که اخیرا توسط جریان وهابیت در شبکه های ماهواری و سایت های اینترنتی آنان منتشر می شود و به برکت دلارهای نفتی جریان سلطه مورد حمایت قرار می گیرد این است که آنان شیعیان را مورد هجمه وسیع قرار داده اند مبنی بر اینکه خانه های مکه و مدینه در صدر اسلام هیچ دری نداشته است در حالی که شیعه می گوید در جریان شهادت حضرت زهرا (س) در ِخانه آن بانوی بزرگ (س) و منزل امیرمومنان (ع) به آتش کشیده شد و به واسطه ضربه ای که به آن حضرت (س) وارد آمد، فرزند ایشان به شهادت رسید و پس از چندی حضرت صدیقه کبری (س) نیز به شهادت رسیدند.
 

منشا این شبهه از کجاست؟
وهابیت اخیرا به یکی از روایات شیعه توسل پیدا کرده و می گوید منزل حضرت زهرا(س) اصلا دری نداشته است که آتش زده شود یا مورد هجمه قرار گیرد؛ آنان با تمسک به این روایت می گویند منازل مکه و مدینه در زمان پیامبر گرامی اسلام (ص) مانند منازل امروزی نبوده است که هم دیوارهای بلند داشته باشد، هم قسمت ورودی و هم درهای محکم و هم قفل، بلکه در گذشته برای اینکه دیگران نتوانند داخل خانه را ببییند تنها از پرده و حصیر استفاده می کردند. در این خصوص آنها روایتی را از کتاب خصال شیخ صدوق به صورت ناقص از امیرمومنان (ع) نقل می کنند که در آن آمده است: نحن اهل بیت محمد لاسقوف لبیوتنا و لاابواب و لاستور؛ خانه های ما اهل بیت نه سقف دارد نه در دارد و نه پوشش.
وهابیت این شبهه را مطرح می کند و به بخش دیگری از این روایت توجه ندارد که در آن آمده است: نحن اهل بیت محمد لاسقوف لبیوتنا و لاابواب و لاستور الا الجرائد و مااشبهها".
جریان سلفی و وهابی در نقل روایات خود به گونه ای عمل کرده است که "لا اله" را نقل کرده و "الا الله" را مخفی. به عبارت دیگر کسی اگر بگوید لا اله الا الله و شما نیمی از کلام او را نقل کنید، او کافر خواهد شد و اگر تمام کلامش را نقل کنید مومن به خداوند یگانه هستید.
وهابیت نیز در اینجا با حذف "الّا الجرائد و ما اشبهها" شبهه ای را ساخته و آن را علیه تشیع به کار می گیرد. اما ادامه عبارت به این مفهوم است که امیر مومنان (ع) می فرمایند: خانه ما اهل بیت نه سقف دارد و نه در و نه پوششی مگر اینکه آن پوشش یا در، از شاخه درخت خرمای خشک باشد، (جریده به شاخه نخل خشک می گویند)
در حقیقت در این روایت ایشان جنس در منزل خود را بیان فرموده است؛ اما جریان وهابی با حذف بخش دوم روایت شبهه می کند در صدر اسلام خانه های مکه و مدینه در نداشت.
پاسخ دیگری که در رد این شبهه داده می شود این است که حتی اگر عبارت "الا الجرائد و ما اشبهها" را نادیده بگیریم، منظور از بیان امیرالمومنین (ع) اینگونه خواهد بود که از شدت ایثار اهل بیت(ع) گویا منزل آن بزرگواران در نداشته است و هر کس هر زمانی می خواست به آنان که ارباب نعمت و اموال بودند، مراجعه می کرد. چرا که مسلما خانه های مکه و مدینه در صدر اسلام در داشته اند.
 

آیا پاسخ دیگری را در این زمینه می توان ارائه داد؟
بله، ما به وهابیت می گوییم شما هیچ مدرک و دلیلی نه از شیعه و نه از اهل سنت ندارید که خانه های مدینه در قدیم بدون در باشد بلکه برعکس هم قرآن، هم اهل سنت و هم شیعه روایات فراوانی دارند مبنی بر این که خانه های صدر اسلام در داشته اند و همچنین منزل آن حضرت نیز در داشت و چوبی بوده است. در قرآن کریم در سوره نور آیه 61 خداوند برای کسانی که می خواهند از خانه های خود یا بستگان بدون نیاز به اجازه غذا بخورند عبارتی را نقل می فرماید: "أَوْ مَا مَلَکْتُم مَّفَاتِحَهُ؛ یا خانه ای که کلیدش در اختیار شماست..." یعنی از این گونه خانه ها نیز شما می توانید بدون اجازه از خوردنی ها و خوراکی های آنان غذا بخورید.
پس مشخص می شود در زمان نزول این آیات در زمان صدر اسلام خانه ها کلید داشتند و کلید بدون در معنا ندارد مگر این که بگوییم وهابیت به پرده های خود نیز قفل و کلید نصب کرده و به این صورت آیه را توجیه کنند.
در راویتی از پیامبر (ص) در منابع اهل سنت در صحیح مسلم جلد 6، ص 105 حدیث 50136 آمده است که بر اساس این حدیث پیامبر (ص) دستور می دهند شب هنگام درها را ببندید:" و بالابواب أن تغلق لیلا؛ و این که درها شب هنگام بسته شود."
این کثیر در کتاب البدایه و النهایه ج 3، ص 222 می نویسد: در تاریخ بخاری آمده است: در خانه پیامبر (ص) را با نوک انگشتان و ناخن ها می زدند (فدلّ علی انه لم یکن بابوابه حلق)؛ و این دلالت دارد بر اینکه درهای منزل پیامبر (ص) حلقه ای برای کوبیدن نداشت.
بخاری در صحیح خود درباره همسران پیامبر (ص) (عایشه) می نویسد: از خانه عایشه سوال کردم فقال کان بابه من وجهه الشام. فقلت مصراع کان او مصراعین؟ قال: کان بابا واحدا؛ یعنی از در منزل عایشه سوال کردم، گفت که در منزل او از سمت شام است. گفتم: در منزل یک لنگه بود یا دو لنگه ای؟ جواب داد: یک لنگه بیشتر نداشت. پرسیدم: جنسش از چه بود؟ گفت: از چوب درخت سرو. (این روایت در الادب المفرد ج 1، ص 272 نیز آمده است.)
بر اساس روایتی که صحیح بخاری نقل می کند – یعنی در همان کتابی که وهابیت بعد از قرآن بالاترین اعتبار را به آن می دهد- آمده است: روزی که خبر شهادت جعفر بن ابی طالب به پیامبر (ص) رسید، ایشان اندوهگین نشسته بود و من از درز در اتاق او را می نگریستم (من شقّ الباب) (صحیح بخاری ج 1 ص 440، حدیث 1243)
در روایت دیگری در داستان ازدواج حضرت زهرا (س) و امیرمومنان (ع) آمده است که پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) فرمودند: به خانه خود بروید خداوند به نسل شما برکت دهد و بعد از دعا برخاست و در خانه را بست (ثم قام فاغلق علیه بابه) (المصنف صنعانی، ج 5، ص 489)
این قتیبه در روایتی نقل کرده است که: ثم قام عمر فمشی معه جماعتا حتی أتی باب فاطمه فدقوا الباب... عمر همراه با گروهی نزد در خانه فاطمه (س) رفت و در زدند. (الامامة و السیاسة، ج 1 ،ص 20)
به جز آنکه ذکر کردیم روایات بسیار فراوانی نیز وجود دارد و انکار در منازل در صدر اسلام مانند انکار خورشید در میان روز است و خوشحالیم که وهابیت آنچنان درمانده شده است که مجبور است برای موجودیت خود و مشروعیت بخشیدن خویش به شبهاتی تمسک جوید که برای هر انسان کم اطلاعی نیز دروغ بودن آن روشن است. منابع شیعه و اهل سنت آکنده از گزارش های روایی و تاریخی در کیفیت منازل مکه و مدینه در صدر اسلام است که برخی از آنها به اختصار ذکر شد.

 

خبرگزاری شبستان



:: بازدید از این مطلب : 1029
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 04 تیر 1393 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران