نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

کاش ميشد که چو خورشيد درخشان برسي
بر شب شبزدگان با رخ تابان برسي


بر لب تشنه ما آب حياتي بدهي
بر کوير دل ما چون نم باران برسي

چون نسيمي بوزي بر سر هر دشت و دمن
زندگي بخش قلوب همه انسان برسي

کاش ميشد که در اين قحطي احسان و وفا
که تو با يک بغل از رحمت و احسان برسي

کاش ميشد که رساني تو شفاي دل ما
عاشق دلشده را از پي درمان برسي

کاش ميشد که منور کني از خود همه جا
با فروغ رخت اي طالع خندان برسي

کاش ميشد که به پايان برسد شام فراق
بدمد صبح و تو چون مهر فروزان برسي



:: بازدید از این مطلب : 500
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهارشنبه 12 مهر 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران