نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

مادر به خيمه و دو جوانش به قتلگاه

 

پا مي كشند راه نفس باز وا كنند

در آخرين نفس كه نفس بر لب آمده

مي خواستند مادر خود را صدا كنند

اما زخيمه گاه نيامد به جاي او

زود آمدند تا سرشان را جدا كنند

عباس اگر نبود كه چيزي نمانده بود

خواستند هر چه كه تيغ است جا كنند




:: بازدید از این مطلب : 502
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 19 اسفند 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران