نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

بابا حسین:

 

 

درد و بلا

هی ناروا

 

به خدا صد رحمت بابا به کربلا

 

همه حسود

رحمی نبود

 

چی بگم از رسم محله ی يهود

 

مردا بزرگ

دستا بزرگ

 

صورت من کوچيک و انگشتا بزرگ

 

تار شد چشام

قطع شد صدام

 

تکرا ميشد مدينه تو کوچه ی شام

 

پرم شکست

سرم شکست

 

زير لگد عضای پيکرم شکست

 

اتش و دود

تنم کبود

 

نگم چه هتک حرمتايی شده بود

 

بزم شراب

شديم عذاب

 

چی بگم از قضيه ی کشف حجاب

 

تو ازدحام

ملا عام

 

يکی جسارت کردو گفت کنيز ميخوام




:: بازدید از این مطلب : 465
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 28 مرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران