نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

 



:: بازدید از این مطلب : 837
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

هنگامی که به امیرالمؤمنین(ع) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفت‌وگو می‌کردند و می‌گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید؟

 

 

ابوهاشم از قول ابوعلی نقل کرده است که:
هنگامی که به امیرالمؤمنین(ع) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفت‌وگو می‌کردند و می‌گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید؟
حضرت در حالی‌که ردایی به دوش انداخته بود، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده، حمد و ثنای خدا را به جای آورده و پیامبر(ص) را یاد کردند و بر او صلوات فرستادند.
سپس فرمودند: «ای گروه مسلمانان، به من خبر رسیده است که گروهی گفته‌اند چرا علی(ع) با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید؛ همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید. من از جنگ با آنها عاجز نبودم، ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم.»
اوّلشان نوح(ع) است؛ آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد، که گفت:
«فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ؛1
من مغلوب شدم پس مرا یاری کن.»
و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود، همانا کافر شده اید؛ زیرا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید او مغلوب بود، پس علی دارای عذر بیشتری است.
دوم از آنان ابراهیم(ع) است؛ هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود:
«وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى‏ أَلاَّ أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا؛2
از شما و از آنچه غیر از خدا می‌پرستید دوری می‌گزینم.» پس اگر بگویید او دوری جست، بدون ناراحتی، قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید، پس علی دارای عذر بیشتری است.
سوم لوط(ع) است که خداوند خبر داد از آنچه او به قومش گفت:
«قالَ لَوْ أَنَّ لي‏ بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوي إِلى‏ رُكْنٍ شَديد؛3
ای کاش مرا در دفع شما قوّتی بود یا به جانب صاحب قوّتی پناه می گرفتم.»
پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید که بدان‌ها قدرت نداشت، پس علی دارای عذر بیشتری است.
چهارم یوسف(ع) است؛ آنجا که گفت:
قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني‏ إِلَيْهِ...؛4
پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند.»
پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست، همانا کافر شده‌اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد، فراخوانده شد؛ ولی زندان را انتخاب کرد، پس علی دارای عذر بیشتری است.
پنجم موسی بن عمران(ع) است؛ آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
«فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لي‏ رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَني‏ مِنَ الْمُرْسَلين؛5
وقتی از شما ترسیدم، فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلان قرار داد.»
پس اگر بگویید: او گریخت بدون ترس، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید: او گریخت از ترسی که بر خود داشت، پس علی دارای عذر بیشتری است.
ششم برادرش هارون است؛ از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني‏ وَ كادُوا يَقْتُلُونَني‏ فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْني‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمين؛6
ای پسر مادرم، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند، پس دشمنان را علیه من سرزنش نیاور.
پس اگر بگویید: نزدیک نبود او را بکشند، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند، پس علی عذر بیشتری دارد.
هفتم پسر عمویم، محمّد است؛ آنجا که از ترس کفّار به غار گریخت.»7
پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت، همانا دروغ گفته‌اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت، پس وصیِّ پیامبر(ص) دارای عذر بیشتری است.
ای مردم، از هنگامی که مادر مرا زاده است، پیوسته مظلوم بوده‌ام...

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره قمر، آیه 10.
2. سوره مریم، آیه 48.
3. سوره هود، آیه 80.
4. سوره یوسف، آیه 33.
5. سوره شعراء، آیه21.
6. سوره اعراف، آیه150.
7. سوره توبه، آیه 40.
8. مناقب ابن شاذان، ص 173؛ بنا به نقل قضاوت‌ها و معجزات حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)، ص 181.

 



:: بازدید از این مطلب : 688
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

هنگامی که به امیرالمؤمنین(ع) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفت‌وگو می‌کردند و می‌گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید؟

 

 

ابوهاشم از قول ابوعلی نقل کرده است که:
هنگامی که به امیرالمؤمنین(ع) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفت‌وگو می‌کردند و می‌گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید؟
حضرت در حالی‌که ردایی به دوش انداخته بود، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده، حمد و ثنای خدا را به جای آورده و پیامبر(ص) را یاد کردند و بر او صلوات فرستادند.
سپس فرمودند: «ای گروه مسلمانان، به من خبر رسیده است که گروهی گفته‌اند چرا علی(ع) با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید؛ همان‌طور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید. من از جنگ با آنها عاجز نبودم، ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم.»
اوّلشان نوح(ع) است؛ آنجا که خداوند تعالی از او خبر می دهد، که گفت:
«فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ؛1
من مغلوب شدم پس مرا یاری کن.»
و اگر شما بگویید مغلوب نشده بود، همانا کافر شده اید؛ زیرا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید او مغلوب بود، پس علی دارای عذر بیشتری است.
دوم از آنان ابراهیم(ع) است؛ هنگامی که خداوند از او در قرآن خبر داد که به قومش فرمود:
«وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى‏ أَلاَّ أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا؛2
از شما و از آنچه غیر از خدا می‌پرستید دوری می‌گزینم.» پس اگر بگویید او دوری جست، بدون ناراحتی، قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید که او رنج و ناراحتی دید و سپس دوری گزید، پس علی دارای عذر بیشتری است.
سوم لوط(ع) است که خداوند خبر داد از آنچه او به قومش گفت:
«قالَ لَوْ أَنَّ لي‏ بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوي إِلى‏ رُكْنٍ شَديد؛3
ای کاش مرا در دفع شما قوّتی بود یا به جانب صاحب قوّتی پناه می گرفتم.»
پس اگر بگویید که قدرت داشت بر آنان، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید که بدان‌ها قدرت نداشت، پس علی دارای عذر بیشتری است.
چهارم یوسف(ع) است؛ آنجا که گفت:
قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني‏ إِلَيْهِ...؛4
پروردگارا زندان برای من بهتر است از آنچه مرا بدان می خوانند.»
پس اگر بگویید او سختی را همراه با خشم خدا خواست، همانا کافر شده‌اید و اگر بگویید او به آنچه خدا را به خشم می آورد، فراخوانده شد؛ ولی زندان را انتخاب کرد، پس علی دارای عذر بیشتری است.
پنجم موسی بن عمران(ع) است؛ آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
«فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لي‏ رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَني‏ مِنَ الْمُرْسَلين؛5
وقتی از شما ترسیدم، فرار کردم و خداوند به من حکم داد و مرا از مرسلان قرار داد.»
پس اگر بگویید: او گریخت بدون ترس، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید: او گریخت از ترسی که بر خود داشت، پس علی دارای عذر بیشتری است.
ششم برادرش هارون است؛ از آنجا که خداوند تعالی از او خبر داد:
قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني‏ وَ كادُوا يَقْتُلُونَني‏ فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْني‏ مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمين؛6
ای پسر مادرم، همانا این قوم مرا ضعیف کردند و نزدیک بود مرا بکشند، پس دشمنان را علیه من سرزنش نیاور.
پس اگر بگویید: نزدیک نبود او را بکشند، همانا قرآن را تکذیب کرده‌اید و اگر بگویید نزدیک بود او را بکشند، پس علی عذر بیشتری دارد.
هفتم پسر عمویم، محمّد است؛ آنجا که از ترس کفّار به غار گریخت.»7
پس اگر بگویید او از ترس جانش نگریخت، همانا دروغ گفته‌اید و اگر بگویید او به خاطر حفظ جانش گریخت، پس وصیِّ پیامبر(ص) دارای عذر بیشتری است.
ای مردم، از هنگامی که مادر مرا زاده است، پیوسته مظلوم بوده‌ام...

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره قمر، آیه 10.
2. سوره مریم، آیه 48.
3. سوره هود، آیه 80.
4. سوره یوسف، آیه 33.
5. سوره شعراء، آیه21.
6. سوره اعراف، آیه150.
7. سوره توبه، آیه 40.
8. مناقب ابن شاذان، ص 173؛ بنا به نقل قضاوت‌ها و معجزات حضرت امیرالمؤمنین علی(ع)، ص 181.

 



:: بازدید از این مطلب : 736
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

 



:: بازدید از این مطلب : 675
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

امام زمان(ع) با اصحابش می تواند دنیاى ناآرام را آرام و مردم را چنان امیدوار به آینده کند که در زمینی کم همه به دین اسلام گرویده اند، آمادگى خود را براى قبول سازمان الهى اسلامى تحت سرپرستى حضرت نشان دهند.

 

 

غلبه حضرت صاحب الامر(عج) و حکومت جهانى اسلام، ممکن است به طور اعجاز و خرق عادت انجام شود و ممکن است با فراهم‌شدن اسباب و علل ظاهرى باشد و ممکن است به هر دو نوع واقع شود، چنان‌که پیشرفت و غلبه پیغمبر اکرم(ص) و قواى اسلام به هر دو نوع بود.
اما به طور اعجاز و خرق عادت، محتاج به توضیح نیست که حصول چنین غلبه مطلق براى آن حضرت، به خواست خداوند، امرى است ممکن و معقول و با وعدههاى صریح و بشارت هاى حتمى که در قرآن مجید و احادیث متواتر داده شده، بدون شبهه حاصل خواهد شد و خداوند به مصداق آیه "کَمْ مِنْ فِئَة قَلیلَة غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِاِذْنِ الله" چه بسیارند گروه اندکى که به اذن خداوند، بر گروه بسیارى چیرگى می یابند.(1)
آن حضرت، اصحابش و عموم بندگان شایسته خدا را بر تمام ملل غالب و حاکم، و وارث و مالک ارض قرار مى دهد.
و از لحاظ اسباب، و علل ظاهرى هم اگر موضوع را بررسى کنیم، حصول چنین فتح و غلبه و تشکیل آن حکومت الهى ممکن و عملى خواهد بود؛ زیرا آن حضرت در موقعى ظهور مىکند که اوضاع و احوال اجتماعى و اخلاقى و سیاسى کاملاً مساعد باشد.
در آن موقع همه ملل از مدنیّت معنوى و اخلاقى محروم، و دشمنى و کینه و ظلم و تجاوز، همه را نسبت به یکدیگر بدبین و از هم جدا ساخته و اتحاد، وحدت، همفکرى و همکارى، به کلى از میان بشر رخت بربسته و از اینکه کسى بتواند بدون مدد غیبى جامعه را رهبرى کند، همه مأیوس مىگردند و خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ و ستیز و همه از وضع خود ناراضى، و از مکتب هاى مختلف که عرضه مىشود ناامید بوده و منتظر تغییر رژیم و انقلاب و عوض‌شدن اوضاع، و کنار رفتن زمامداران خدانشناس و برداشته‌شدن مرزها و الغاى تجزیه ها و تقسیم ها مى باشند.
در چنین موقعیتى، حضرت صاحب الزمان ارواح العالمین له الفداء و اصحابش، با نیروى ایمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش ترین برنامه هاى عمرانى و اقتصادى و عدالت اجتماعى، براى انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام، قدم به میدان مى گذارند و آن نهضت الهى و دعوت روحانى را شروع مى کنند و مردم را به سوى خدا و احکام خدا و زندگى برابرى و برادرى، عدل و امنیت، صفا و وفا، راستى و درستى و نظم صحیح، مى خوانند و خود و اصحابش، نمونه همه فضایل بشرى مىباشند و با نیروى ایمان و استقامت و پشتکار و همتى که مخصوص مؤمنان ثابت قدم است، هدف و مقصد خود را تعقیب مى نمایند.
معلوم است این جمعیت با آن برنامه ها و وضع کار، در آن دنیاى پرآشوب و غرق در طوفان گرفتارى ها و فشارها، دلها را به خود متوجه نموده و فاتح و پیروز و موفق مى شوند و هیچ نیرویى نمى تواند در برابر آنها مقاومت کند.
و شاهد این حقیقت، همان ظهور رسول اکرم(ص) و پیشرفت سریع دین اسلام و فتوحات محیرالعقول مسلمانان در قرن اول اسلام است، که یکى از علل ظاهرى آن پیروزى هاى پى در پى و درهم شکسته شدن ارتش هاى انبوه دولت شاهنشاهى ایران و امپراطورى روم، فساد اوضاع اجتماعى و ادارى ایران و روم بود که مردم این کشورهاى پهناور را براى قبول یک دعوت صحیح و حکومتى متکى به مبانى عدالت و مساوات آماده کرده بود.
مردمى که در برابر دستگاه هاى دیکتاتورى و استبداد بسیار خشن و غیرانسانى سلاطین و امراى خود، از بنده هم خوارتر بودند و از حقوق انسانى محروم شده بودند، مردمى که به هرکس و هر مقام نظر مى کردند، یک نقطه روشن در او نمى دیدند؛ نه فرهنگ داشتند نه اقتصاد، نه عدالت، نه امنیت و نه ... و نه ...
از آن همه تعظیم و نیایش و بشرپرستى و استعباد سلاطین، خسته شده بودند و علاوه بر اینها ناراحت‌کننده‌ترین اختلاف طبقاتى نیز در بین آنها حاکم باشد که مملکت متشکل شده باشد از اکثریت قریب به اتفاق محروم و استضعاف شده و جمعیت معدود برخوردار و اختیاردار و مطلقالعنان و بى جهت عزیز ...
مسلّم است وقتى به گوش مردم چنین مملکتى صداى روحانى و آزادى بخش:
"تَعالُوا اِلى کَلِمَة سَواء بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاّ نَعْبُدَ اِلاّ اللهَ وَ لا نَشْرِکَ بِهِ شَیْئاً، وَ لا یَتَّخِدَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ"(2)
برسد.
و آیه "اِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاِْحْسانِ وَ ایتاءِ ذِی الْقُرْبى وَ یَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ"(3)
همانا خدا فرمان به عدل و احسان و به عطا و بذل به خویشان امر مىکند و از کارهاى زشت و منکر و ظلم نهى مىکند.
و اعلان: "یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَر وَ اُنْثى وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا اِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقیکُمْ" (4)
اى مردم ما همه شما را نخست از مرد و زنى آفریدیم، آن گاه شعبه هاى بسیار و فرق مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید، بزرگوارترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است.
و آیات دیگر را بشنوند، با نهایت استقبال به آن ایمان آورده و راه را براى پیشرفت آن باز مىکنند.
مردمى که از ظلم و ستم و خودخواهى سلاطین و ستمکاران آن عهد، به جان آمده بودند، به طور قطع یک دعوت خدایى و یک بانگ گوش نواز توحیدى را که بر اساس عدالت و الغاى امتیازات و مساوى بودن آقا و نوکر، شاه و رعیت، سیاه و سفید، در برابر قانون و عدالت است قبول مىکند و از این جهت آنهایى که این دعوت برخلاف منافعشان بود هرچه خواستند از آن جلوگیرى کنند یا مردم را مانع از گرویدن به آن شوند، نتوانستند، همه جا انقلاب مى شد و در همه جا رژیم ظالم و وضع سابق را محکوم مىکردند و اوضاع تغییر مى‌کرد.
اوضاع جهان براى قبول دعوت حضرت امام زمان مهدى(ع) که همان دعوت به اسلام و قرآن است، مطابق اخبار، به مراتب از اوضاع عالم در زمان بعثت پیغمبر(ص) آمادهتر خواهد شد، و همان طور که کلمه اسلام در آغاز ظهور اسلام به سرعت پیشرفت کرد و صداى توحید بر همه صداها غالب شد، و اسلامى که در مقدارى از تاریخش منحصر به پیغمبر اکرم(ص) و على و خدیجه(س) بود، با فقدان وسایل در جهاد و دفع یورش مشرکان، بزودى موفق گردید، و لشکرهاى منظم مسلحى را که در دنیاى آن روز مجهزترین سلاحها را در دست داشتند درهم شکست و نابود ساخت.
همین طور امام زمان(ع) نیز با اصحاب و یاورانش که از ابتدا کار به تعداد مجاهدین میدان جهاد بدر مى باشند مى توانند دنیاى منقلب و ناآرام آن روز را آرام و مردم را چنان امیدوار به آینده درخشان و پر از خیر و رحمت و برکت نماید که در سریع ترین فرصت همه به دین اسلام گرویده. آمادگى خود را براى قبول یک سازمان الهى اسلامى محکم و پایدار، در تحت سر پرستى امام عصر(ع) نشان دهند. وما ذلِک عَلَى اللهِ بِعزیز

 

 

شبستان


 پی‌نوشت‌ها:
1. سوره بقره، آیه249.
2. سوره آل عمران، آیه64.
3. سوره نحل، آیه90.
4. سوره حجرات، آیه13.
منبع: پاسخ به ده پرسش، تألیف حضرت آیت الله صافی گلپایگانی مدظله العالی



:: بازدید از این مطلب : 728
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

 



:: بازدید از این مطلب : 671
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

امام صادق (ع) فرمودند: 'کسی بر محل سکونت امام زمان (عج) آگاهی نمی یابد، نه فرزندان او و نه شخص دیگری جز خدمتکار حضرت مهدی (عج).'

 

 

  بدون شک امام عصر (ارواحناه فداء) در شهر سامرا به دنیا آمدند. آن حضرت (عج) تا روز شهادت امام حسن عسکری (ع) در منزل پدرشان در شهر سامرا بودند.

حکیمه، عمه امام حسن عسکری (ع) چندین بار حضرت مهدی (ع) را پیش از شهادت امام حسن عسکری (ع)در خانه پدرش دیده بود و امام حسن عسکری (ع) در یکی از ملاقات های احمد ابن اسحاق با ایشان که در منزل آن حضرت (ع) بود، فرزند خود را به او نشان دادند. (بشاره الاسلام، ص 167)

یعقوب بن منقوش از امام عسکری (ع) پرسیده بود: مولای من! بعد از شما چه کسی به امامت می رسد؟ حضرت (ع) فرمودند: پرده را کنار بزن. او نیز پرده را کنار زد و کودکی از پس پرده بیرون آمد و بر زانوی پدر نشست.

امام عسکری (ع) در حال احتضار به پیشکار خود به نام عقید فرمودند: "وارد اتاق شو، کودکی را در حال سجده می بینی، او را نزد من بیاور." (کتاب الغیبه، ص 165)

در دوران غیبت صغری که حدود 74 سال طول کشید، محل سکونت حضرت مهدی (ع) مشخص نبود. به نظر می رسد آن حضرت (ع) در عراق سکونت داشتند، زیرا چهار نایب خاص آن حضرت (ع) که با ایشان رابطه مستقیم داشتند، در عراق به ویژه در شهر بغداد می زیستند. و از اینکه نامه های مردم را می گرفتند و به حضرت (ع) می رساندند و جوابش را دریافت می کردند می توان حدس زد که حضرت (ع) محل سکونت خود را در جایی قرار داده بودند که امکان دسترسی نایبان و تماس با حضرتش آسان باشد؛ بدین جهت، جز این چهار نفر کسی از محل سکونت آن حضرت (ع) اطلاعی نداشت.

امام صادق (ع) می فرمایند: برای قائم (ع) دو غیبت است، یکی از آن دو کوتاه و دیگری طولانی. در غیبت نخست کسی جای او را نمی داند، مگر شیعیان خاص او." (بحارالانوار، ج 52، ص 155)
به نظر می رسد منظور از شیعیان خاص، نواب اربعه باشند.

دوران غیبت کبری

امام صادق (ع) به ابوبصیر فرمودند: "والنعم المنزل طیبه"

علامه مجلسی می گوید: همین جمله دلالت می کند که آن حضرت (ع) بیشتر در مدینه و اطراف آن می باشد. (بحارالانوار، ج 52، ص 158) امام باقر (ع) به کوه طوی اشاره فرمودند. (تفسیر عیاشی، ج 2، ص 56) با این وجود هیچ کس محل سکونت ایشان را نمی داند.

امام صادق (ع) فرمودند: "کسی بر محل سکونت امام زمان (عج) آگاهی نمی یابد، نه فرزندان او و نه شخص دیگری جز خدمتکار حضرت مهدی (عج)." (بحارالانوار، ج 52، ص 153)

امام عصر (ارواحناه فداء) به ابراهیم بن مهزیار فرمودند: "پدرم از من پیمان گرفته که در سرزمین پهناور و دوردست مسکن گزینم تا از نیرنگ های گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسیده و گمراه، نهان و مصون باشم. این پیمان مرا بر فراز تل های بلند و ریگزارها و سرزمین های مورد اطمینان افکنده است." (با خورشید سامرا، ص 82)

علامه مجلسی از علی ابن فاضل داستان ورودش به جزیر خضراء را نقل کرده است. گرچه علی بن فاضل در این جزیره موفق به دیدار امام زمان (ع) نشده است اما وی از ملاقات هایی که با برخی داشته، چنین استنباط کرده است که این جزیره محل سکونت آن حضرت (ع) است.

برخی با استناد به این ماجرا می خواهند بگویند محل سکونت امام زمان (ع) در همین جزیره است. برخی دیگر پا را فراتر نهاده با منطبق نمودن اوصاف جزیره خضراء که اطراف آن را آب های سفیدی گرفته است بر مثلث برمودا عقیده دارند که این مثلث محل زندگی امام زمان (ع) است و می گویند: کسی نمیت واند به آن محل برسد، زیرا هر چه قدرت های بزرگ تلاش کرده اند به آن برسند، بی نتیجه بوده است. (جزیر خضراء افسانه یا واقعیت، ص 47)

این نظریه صحیح نیست، زیرا اولا کسی از محل زندگی امام عصر (ارواحناه فداء) اطلاع دقیقی ندارد، ثانیا اصل ماجرای علی بن فاضل به دلیل تناقضاتی که در آن مشاهده می شود، مورد خدشه است و از اصل درستی برخوردار نیست تا چه رسد به انطباق برمودا بر آن جزیره مورد ادعا.
علامه حسن زاده آملی می گوید: "مرحوم حاجى نورى راجع به جزیره خضراء روایتى نقل کرده است . یکى از فواید محضر شریف علامه شعرانى این است که ایشان باز حاشیه اى در اینجا دارند که ما آن حاشیه را در هزار و یک نکته آوردیم.

ایشان مى فرمود که جزیره خضراء الان هم هست . از بلاد اندلس است . جزیره اى است خیلى سبز و خرم . نوعا جزیره ها خضراء هستند.ولى آن جزیره ویژگى خاصى دارد. مهدى فاطمى آن جا را پایتخت خودش قرار داد و محل حکومتش بود. بعد این مهدى فاطمى و جزیره خضراء، سر زبانها افتاد و دهان به دهان نقل شد، و بعضى از این جهال نقله ، مهدى فاطمى را تبدیل کردند به حضرت مهدى بقیه الله (عج ) و ایشان را در جزیره خضراء اسکان دادند. و جزیره خضراء را با مثلث برمودا ارتباط دادند. چه کارها کردند، چه چیزها دنباله این حرف آوردند و دیگران هم گرفتند این را در این کتاب و آن کتاب نوشتند.

راجع به این مثلث بومودا که خیلى حرفش هست، هم همین طور. متاءسفانه آقایان فرمایشى را که مى شنوند اینها را مى آورند اسناد مى دهند به دین و آیین . به دین شریفى که یکپارچه برهان و عقل است: قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین."

برخى روایات جایگاه خاصى را براى امام زمان(ع) نام نمى‏برد، ولى از حضرت (ع) به عنوان فردى یاد مى‏کند که با مردم و در میان مردم و با آنان حشر و نشر دارند و به گونه‏اى ناشناس زندگى مى‏کنند. امام صادق(ع) فرمودند: "صاحب الامر شباهتى نیز به حضرت یوسف پیامبر(ع) دارد جاى انکار نیست که خداوند با حجت خود همان کارى را انجام دهد که با یوسف انجام داد. صاحب الزمان(ع)، آن مظلوم حق از دست داده، در میان مردم رفت و آمد مى‏کند و در بازار قدم مى‏نهد و گاهى بر فرش منزل‏هاى دوستان مى‏نشیند، لیکن او را نمى‏شناسند تا زمانى که خداوند به وى اذن دهد تا وى خود را معرفى کند، آن گونه که یوسف(ع) اجازه داد هنگامى که برادرانش گفتند: تو یوسفى؟ گفت: آرى من یوسفم".(کتاب الغیبه، ص 164)

یکی از مکان هایی که بنابر روایت امام صادق (ع) حضرت مهدی (عج) در آنجا حضور پیدا می کنند، صحرای عرفات است. امام زمان (ع) همه ساله در ایام حج در عرفات حضور پیدا می کنند.
امام صادق (ع) فرمودند: زمانی فرا می رسد که مردم امام زمان خود را نبینند امام (ع) آنها ایام حج آنها را می بیند ولی آنها او را نمی توانند ببینند. (کافی، ج 1، ص 337)

بسیاری از علما در کربلا، نجف، کوفه، مدینه، مکه، مسجدالحرام و شهرهایی که دارای مکان های مقدس است، امام زمان (ع) را زیارت کرده اند.

دوران ظهور

در دوران ظهور، امام عصر (عج) در مسجد سهله که ده ها هزار پیامبر در آن نماز گزارده اند، اقامت دارند.

امام صادق (ع) به ابوبصیر فرمودند: "ای ابامحمد! گویا آمدن حضرت قائم (عج) به مسجد سهله را می بینم که همراه زن و فرزندان خود در آنجا اقامت می کنند."

ابوبصیر می گوید: عرض کردم: آیا مسجد سهله منزل ایشان خواهد بود؟ حضرت فرمودند: آری این مسجد منزل ادریس (ع) است و خداوند پیامبری مبعوث نکرده مگر آنکه در آنجا نماز خوانده است. هر کس در این مسجد بیتوته کند، مانند آن است که در چادر و خیمه پیامبر (ص) اقامت کرده است. (بحارالانوار، ج 52، ص 317)

باشگاه خبرنگاران



:: بازدید از این مطلب : 699
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

عارف وارسته حضرت آیة الله بهجت درباره امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمودند: حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است

 
 
 

 آیة الله بهجت می فرمودند: آیا نباید در فکر باشیم و با تضرّع و زاری برای ظهور فرج مسلمان‌ها و مصلح حقیقی: حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا کنیم؟!(2)

شرایط خواندن دعای فرج

از مهم‌ترین دعاها، دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.(3) روایت دارد که در آخرالزّمان همه هلاک می شوند به جز کسی که برای فرج دعا می کند. گویا همین دعا برای فرج، یک امیدواری است و یک ارتباط روحی با صاحب دعا است. همین، مرتبه ای از فرج است.(4)

خواندن دعای فرج در نظر ایشان همراه با شرایطی به شرح زیر است:

1. توبه از گناهان

آیة الله بهجت می فرمودند: بهترین کار برای به هلاکت نیفتادن در آخرالزّمان، دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ البته دعایی که در همه اعمال ما اثر بگذارد. قطعاً اگر کسانی در دعا جدّی و راستگو باشند، مبصراتی (دیدنی‌هایی) خواهند داشت. باید دعا را با شرایط آن خواند و «توبه از گناهان» از جمله شرایط دعا است.

ایشان می‌فرمودند: ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

تا رابطه ما با ولیّ امر، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد.و قوّت رابطه ما با ولیّ امر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم در اصلاح نفس است.(5)

ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت.(6)

اگر جلوی خود را در ارتکاب معاصی نگیریم، حالمان به انکار و تکذیب و استهزا به آیات الهی، و یا به جایی می رسد که از رحمت خدا ناامید می شویم!

اگر به قطعیّات و یقینیّات دین عمل کنیم، در وقت خواب و به هنگام محاسبه پی می بریم که از کدام یک از کارهایی که کرده‌ایم قطعاً حضرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ما راضی است؛ و از چه کارهایمان قطعاً ناراضی است.(7)

2. خلوص و صدق نیّت در دعا

راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ نه دعای همیشگی و لقلقه زبان...، بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.(8)

3. توسل به امام همراه با تضرّع و زاری

آیة الله بهجت می فرمودند: ابتلائات شیعه امروز بسیار زیاد است. از ظلم و ستم و بلا و فشاری که بر سر اسلام و مسلمانان به خصوص اهل ایمان می‌آید، کارد به استخوان رسیده است. بیماری‌های مختلف و حوادث زیاد شده است. باید در مشاهد مشرّفه و مواقف مهمّه برای رفع ابتلائات شیعه دعا کرد و تضرّع نمود. ما باید از همه بخواهیم که متوسل شوند و دعا کنند و تضرّع نمایند تا بلکه فرجی حاصل شود. دعای فرج اگر موجب فرج عمومی نشود برای دعا کننده موجب فرج خواهد بود. إن‌شاءالله چنانچه در بعضی از روایات آمده: «دعا کنید که در آن فرج شماست».

برخی از مردم به مرحوم آقای شیخ حسنعلی تهرانی متوسل می‌شدند و نتیجه می‌گرفتند؛ ولی متوجّه امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیستند. ما باید به بیش از این ها به امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) متوسل باشیم؛ تا نتیجه بگیریم. اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بشناسند و به آن پناه برند؛ امکان ندارد که از آن ناحیه مورد عنایت واقع نشوند.

4. مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود

آیة الله بهجت پیرامون مقدّم دانستن تعجیل در فرج بر سایر حاجات خود می فرمودند: افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!(9)

هر کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت [امام زمان (علیه السلام)] – که نفعش به همه برمی گردد و از اهمّ ضروریّات است - نیستیم!(10)

و در نهایت در نظر آیه الله بهجت «مهم تر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و انکار نکردن حضرت تا ظهور او می باشد.» (11)
به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود.(12) لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.(13)

در پایان آوردن این سوال از آیت الله بهجت خالی از لطف نیست که فردی به ایشان عرض کرد:
این حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشم، از حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم! آیه الله بهجت در جواب فرمودند: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش.(14) الّلهمّ صلّی علی محمّد و ال محمّد و عجّل فرجهم.

 

ابنا



:: بازدید از این مطلب : 715
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala



:: بازدید از این مطلب : 748
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (1)
نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

 



:: بازدید از این مطلب : 686
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 20 اسفند 1392 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران