نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala

شعری از علی اکبر لطیفیان


 


 

برگرد ای توسل شب زنده دارها

 

پایان بده به گریۀ چشم انتظارها

 

از یک خروش نالۀ عشاق کوی تو

 

حاجت روا شوند هزاران هزارها

 

یک بار نیز پشت سرت را نگاه کن

 

دل بسته این پیاده به لطف سوارها

 

از درد بی حساب فقط داد می زنم

 

آیا نمی رسند به تو این هوارها

 

ما را به جبر هم که شده سر به زیر کن

 

خیری ندیده ایم از این اختیارها

 

باید برای دیدن تو "مهزیار" شد

 

یعنی گذشتن از همگان "محض یار" ها

 

دیگر برای تو صدقه رد نمی کنم

 

بیهوده نیست این که گره خورده کارها

 

یک بار هم مسیر دلم سوی تو نبود

 

اما مسیر تو به من افتاد بارها

 

شب ها بدون آمدنت صبح می شوند

 

برگرد ای توسل شب زنده دارها

 

این دست ها به لطف تو ظرف گدایی اند

 

یا ایها العزیزِ تمام ندارها

علی اکبر لطیفیان

 

شعری از علی اکبر لطیفیان



:: بازدید از این مطلب : 692
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 09 خرداد 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران