نوشته شده توسط : moshtaghanekarbala
منتظر بر راه تو هر صبح و هر شامم هنوز
بي فروغ روي تو بي تاب و آرامم هنوز

روز و شب خوابم نمي آيد به چشمان ترم
يکدم آسايش نمي آيد بر اندامم هنوز

خسته اي هر لحظه ام در انتظار ديدنت
ساکن ديوانه اي بر اين در و بامم هنوز

در پي ديدار تو در کوچه هاي انتظار
خستگي هرگز نمي آيد بر اقدامم هنوز

ميروم در جستجويت تا که پيدايت کنم
زين گريزان از ديار و خويش و اقوامم هنوز

ميدوم دنبال تو منزل به منزل کو به کو
بي تو خاک مرده اي من بي سرانجامم هنوز

شايد آخر يابمت اي يوسف کنعان من
در رهت پايان نگيرد کوشش گامم هنوز



:: بازدید از این مطلب : 602
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یکشنبه 20 اسفند 1391 | نظرات (0)
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟